آنها راه تفرقه را پیش نگرفتند مگر بعد از آن که اتمام حجت بر آنان شد و علم و آگاهی کافی به آنها رسید و این تفرقه جویی بخاطر حب دنیا و ریاست و ظلم و حسد و عداوت بود. آری دنیا پرستان ستمگر و حسودان کینه توز، در برابر آیین یکپارچه انبیا قیام کردند و هر گروهی را به راهی پراکنده نمودند، تا پایههای ریاست خود را تقویت کنند و منافع دنیای خویش را تأمین کنند و حسادتها و عداوتهای خود را با مؤمنان راستین مکتب انبیا آشکار سازند ولی تمام این ها بعد از اتمام حجت بود.
چکیده:
مهمترین خصوصیت مذهبی ایرانیان، داشتن مذهب مستقل شیعه با احکام اجتماعی و عبادی و اخلاقی خاص میباشد که مهمترین خصوصیت اجتماعی احکام مذهب تشیع نیز، اهمیت دادن به اجتماع مسلمانان است، لذا در آیات بسیاری از قرآن کریم این اهمیت نمایان میباشد. در احکام نیز تمام احکام عبادی اسلام با نگاهی اجتماعی قابل تأمل میباشد به همین خاطر«وحدت مسلمین» مهمترین سد و مانع در اجرای اهداف دشمن شمرده میشود و لذادشمن به تفرقه افکنی بوسیله راههای متعدد پرداخته است. از جمله اختلاف افکنی میان مسلمین، تأسیس و حمایت از فرقههای انحرافی مثل بهائیت میباشد که در طول تاریخ تأسیس این فرقه تاکنون شواهدمتعددی بر وابسته بودن و استعماری بودن این فرقه به دولتهایی نظیر روسیه و انگلیس وجود دارد. در این مقاله سعی شده است با رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی پیامد فرقه ضاله بهاییت با رویکرد وحدت شکنی جامعه اسلامی پرداخته شود.
کلمات کلیدی:
فرقه ضاله بهاییت،بهائیان، استعمار، وحدت اسلامی
مقدمه
قبل از آنکه دخالت مستقیم یا غیر مستقیم استعمار در اختراع یا تأیید و ترویج مسلک بهاییت را از لحاظ وحدت شکنی جامعه اسلامی بررسی کنیم، توجه به این نکته حایز اهمیت می باشد که مذهب تراشی یکی از مهمترین ابزارهای استعمار در این مسیر می باشد. چه این که از نگاه روش شناسانه اگر استعمار نتواند با اصل مذهب مقابله کند، که علت آن فطری بودن دستورات مذهب است، به ایجاد بدل و مثل آن روی می آورد و برای گمراه نمودن از مسیر واقعی و صراط مستقیم، مسیرهای فرعی به وجود می آورد.
مذهب تراشی از دیرزمان رایج بود و همیشه در کنار دعوت حق پیامبران عده ای داعیه ی مذهب و مسلک جدید داشتند تا به منافع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... دست یابند. در عصر حاضر این امر شکل جدیدی به خود گرفته و همراه با پیشرفت دانش بشری بعضی از مسلک ها و مکاتب نو ایجاد شده، چهره ی علمی و سیاسی به خود گرفته، و با ایسم ها ظهور نموده اند. مسلمانان از گذشته تا حال شاهد پیدایش انحراف فکری و عملی در جریان خلافت، حکمیت، خوارج و به وجود آوردن فرق مختلف مذهبی در قرون دوم و سوم بوده اند. در این میان قرآن با در بر داشتن چهار دسته از آیات، ضرورت وحدت در جامعه مسلمین را گوشزد می کند: الف) آیاتی که دستور به اتحاد می دهد.
ب) آیاتی که از تفرقه در جامعه اسلامی نهی می کند. ج) آیاتی که ثمرات اتحاد یا تفرقه را بیان می کند. د) احکامی که شرط صحت آن، همراهی با جماعت است و یا جنبه اجتماعی آن بسیار قوی است.
استعمار جدید در قرون اخیر برای زدودن اصالت مذهب و به انزوا کشیدن دین، مسلک های گوناگون را به وجود آورده یا از آنها حمایت کرده است که می توان به این موارد اشاره کرد: بهاییت در ایران، قادیانگری در هندوستان و پاکستان و وهابیت در حجاز. مهمترین هدف استعمار از حمایت و ترویج این مسلک های ساختگی، ایجاد تشتت در میان مسلمانان و ازهم پاشیدن اساس و بنیان دین است. بعضی از مورخان هم براین باورند که ظهور فرقه بهاییت برای هدف سیاسی بود که پشت مظاهر دینی مخفی شد. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بررسی تأکیدات قرآنی در زمینه وحدت جامعه اسلامی و بیان اهداف و تمهیدات استکبار جهانی در این مسیر نامیمون و همچنین گوشه ای از روابط سران بهاییت با استعمار انگلیس می پردازیم.
1-ضرورت اتحاد در جامعه اسلامی در آیات قرآن
در یک تقسیم بندی کلی آیاتی که با محوریت وحدت و اتحاد در جامعه اسلامی نازل شده است، شامل این موارد میباشد:
الف ) آیاتی که دستور به اتحاد میدهد.
ب)آیاتی از تفرقه در جامعه اسلامی نهی میکند.
ج)آیاتی که ثمرات و نتایج اتحاد یا تفرقه را بیان میکند.
د) احکامی که جنبه اجتماعی آنها بسیلر قوی است و احیاناً شرط صحت آن همراهی با جماعت است.
لازم به ذکر است که چه بسا آیاتی که بیش از یک مورد در آنها صدق بکند یعنی هم دستور به اتحاد دهد و از تفرقه نهی کند، یا هم حکم و دستور اجتماعی صادر کند و هم ثمره آن را بیان کند و ... این تقسیم بندی به صرف تمایز و اهمیت این چهار محور مورد بررسی قرار میگیرد:
1-1. آیاتی که دستور به اتحاد میدهد:
آیه معروف (و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا)« سوره آل عمران آیه 103:» و همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و از هم پراکنده نشوید سرآمد این سری آیات قرآن میباشد. احتمالی که مفسران در مورد حبل الله دادهاند: قرآن و اسلام و خاندان پیامبر و ائمه معصومین هستند... که البته این روایاتی که در این باب وارد شده با هم اختلاف ندارند چه اینکه هرگونه وسیله ارتباط با ذات پاک خداوند است و تمام آنچه که گفته شده در مفهوم وسیع ارتباط با خدا استفاده میشود.(مکارم شیرازی تفسیر نمونه ج4 ص42)
دکتر گوستاولوبون در مورد وحدت و برادری در میان قبایل کنیه توز عرب میگوید: ... «تا زمان این حادثه حیرت انگیز یعنی اسلام که ناگهان نژاد عرب را به لباس جهانگیری و خلاق معانی به ما نشان داد، هیچ یک از قسمتهای عربستان نه جزء تاریخ تمدن شمرده میشد و نه از حیث علم یا مذهب نشانی از آن بود.» (همان ص 44)
1-1-1.نقش اتحاد در بقای ملتها:
با تمام گفتگوهایی که در مورد اثر اعجاز آمیز اتحاد در پیشرفت اهداف اجتماعی و سربلندی اجتماعات گفته شده است، میتوان گفت، هنوز اثر واقعی آن، شناخته نشده است. امروز سدهای عظیمی در نقاط مختلف جهان بر پا شده که مبدأ تولید بزرگترین نیروهای صنعتی است و سرزمینهای وسیعی را زیر پوشش آبیاری و روشنائی خود قرار داده است، اگر درست فکر کنیم میبینیم این قدرت عظیم، چیزی جز نتیجه بهم پیوستن قدرتهای ناچیز دانههای باران نیست و آنگاه به اهمیت اتحاد و کوششهای دسته جمعی انسانها واقف میشویم.
در احادیث فراوانی به لزوم و اهمیت این موضوع با عبارات مختلفی بیان شده است مثلاً پیامبر فرمودند: (المؤمن للمؤمن کالبنیان یشید بعضه بعضاً) یا (المؤمنون کالنفس الواحده)(همان ص45)
1-2. آیاتی که از تفرقه نهی میکند:
آیه 105 آل عمران می فرماید «و لا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاء هم البینات و اولئک لهم عذاب عظیم.» و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن هم) پس از آنکه نشانه های روشن (پروردگار) به آنان رسید، و آن ها عذاب عظیمی دارند اصرار و تأکید قرآن مجید در این ]دسته[ آیات، درباره اجتناب از تفرقه و نفاق اشاره به این است که این حادثه در آینده، در اجتماع آنها وقوع خواهد یافت، زیرا هر کجا قرآن در ترساندن از چیزی زیاد اصرار نموده اشاره به وقوع و پیدایش آن میباشد. پیامبر اسلام نیز پیشبینی کردند و صریحاً به مسلمانان خبر دادند که: (قوم یهود بعد از موسی 71 فرقه شدند و مسیحیان 72 فرقه و امت من بعد از من 73 فرقه خواهند شد). ظاهراً عدد 70 اشاره بر کثرت است و به اصطلاح عدد تکثیری است نه شمارشی: یعنی در میان یهود، یک طایفه بر حق بودند و طوائف زیادی بر باطل، در میان مسیحیان نیز، طوایف باطل فزونی گرفتند و حق همچنان در یک طایفه بود و در میان مسلمانان ، اختلافات باز هم فزونی خواهد گرفت... کار به جایی کشید که بعضی مسلمانان جان و مال یکدیگر را حلال دانستند و حتی بقدری میان مسلمانان عداوت و دشمنی ایجاد شده بود که بعضی حاضر میشدند به کفار بپیوندند و با برادران دینی خود جنگ کنند... اما عذاب آخرت آن چنان که خدا در قرآن بیان کرده است، فوق العاده از این عذاب هم شدیدتر خواهد بود و در انتظار تفرقه اندازان و اختلاف گرایان است. لذا در پایان آیه میفرماید: کسانی که با بودن ادله روشن در دین چنان اختلاف کنند، به عذاب عظیم و دردناکی گرفتار میگردند (واولئک لهم عذاب عظیم). بی شک نتیجه فوری اختلاف و نفاق، ذلت و خواری است و سر ذلت و خواری هر ملت را در اختلاف و نفاق آنان باید جستجو کرد.(همان ج3 صص 58-56)
در آیه 14 سوره شوری میخوانیم: (و ما تفرقوا الا من بعد ما جاءهم العلم بغیا بینهم) آن ها پراکنده نشدند مگر بعد از علم و آگاهی و این تفرقه جویی بخاطر انحراف از حق بود (و عداوت و حسد). از آنجا که یکی از دو رکن دعوت انبیای اولوالعزم عدم تفرقه در دین است و مطمئناً هم آنها روی این مسأله تبلیغ کردند، این سؤال پیش میآید که سرچشمه این همه اختلافات مذهبی از کجاست؟
این آیه چنان بیان میکند که: آنها راه تفرقه را پیش نگرفتند مگر بعد از آن که اتمام حجت بر آنان شد و علم و آگاهی کافی به آنها رسید و این تفرقه جویی بخاطر حب دنیا و ریاست و ظلم و حسد و عداوت بود. آری دنیا پرستان ستمگر و حسودان کینه توز، در برابر آیین یکپارچه انبیا قیام کردند و هر گروهی را به راهی پراکنده نمودند، تا پایههای ریاست خود را تقویت کنند و منافع دنیای خویش را تأمین کنند و حسادتها و عداوتهای خود را با مؤمنان راستین مکتب انبیا آشکار سازند ولی تمام این ها بعد از اتمام حجت بود.
بدین ترتیب سرچشمه اختلافهای مذهبی، جهل و بیخبری نبود، بلکه بغی و ظلم و انحراف از حق و اعمال نظرهای شخصی بود (همان، ج2، صص 376 تا 382)
1-3. آیاتی که نتیجه اتحاد یا تفرقه را بیان میکند:
1-3-1. تفرقه: محصول مستکبران
در آیه 4 سوره قصص میخوانیم:« ان فرعون علا فی الارض و جعل أهلها شیعاً یستضعف طائفِه منهم یذبح أبناءهم و یستحیی نساءهم انه کان من المفسدین». فرعون برتری جویی در زمین کرد و اهل آنرا به گروه های مختلفی تقسیم نمود، گروهی را به ضعف و ناتوانی می کشانید، پسران آن ها را سر می برید و زنان آن ها را برای کنیزی زنده نگه می داشت، او مسلما از مفسدان بود. یکی از کارهای عمدهای که فرعون برای تقویت کردن پایههای استکبار خود انجام داد عبارت بود از تفرقه ایجاد کردن میان مردم مصر (و جعل اهلها شیعاً) همان سیاستی که در طول تاریخ پایه اصلی حکومت مستکبران را تشکیل میداده است، چرا که حکومت یک اقلیت ناچیز، بر یک اکثریت بزرگ، جز با برنامه (تفرقه بینداز و حکومت کن) امکان پذیر نیست. آنها همیشه از کلمه توحید و توحید کلمه وحشت داشتهاند و دارند. آنها از پیوستگی صفوف مردم به شدت میترسند و به همین دلیل حکومت طبقاتی تنها راه حفظ آنها است. همان کاری که فرعون و فراعنه در هر عصری و هر مصری انجام میدهند.(همان ج 16 ص11)
1-3-2. تفرقه: عذاب الهی
در آیه 65 سوره انعام میخوانیم: «قل هو القادر علی ان یبعث علیکم عذابا من فوتکم او من تحت ارجلکم او یلبسکم شیعا و یذیق بعضکم بأس بعض انظر کیف نصرف الآیات لعلهم یفقهون» شاید منظور از عذاب بالا و پایین مجازاتی مانند صاعقه و رگبارهای خطرناک و طوفانها و زلزلهها و شکافهای ویرانگر زمینی و طغیان رودها و دریاها در بر بگیرد و نیز عذابهایی که از طرف طبقه حاکم و قشرهای بالای اجتماع بر سر بعضی از ملتها فرو میریزد و ناراحتیها و شکنجههایی که از طرف بعضی از کارگران و طیف حق نشناس، دامنگیر مردم میشود که گاهی کمتر از عذابهای دسته اول نیست.
(یلبسکم) از ریشه «لبس» به معنی لباس پوشیدن است و این تعبیر نشان میدهد که مسأله اختلاف کلمه و پراکندگی در میان جمعیت به قدری خطرناک است که در ردیف عذابهای آسمانی و صاعقهها و زلزلهها قرار گرفته است و راستی چنین است؛ بلکه گاهی ویرانیهای ناشی از اختلاف به درجات بیشتر از ویرانیهای ناشی از صاعقهها و زلزلهها است. بسیاری از کشورهای آباد در سایه شوم نفاق و تفرقه به نابودی مطلق کشیده شده است و این هشداری است به همه مسلمانان جهان. اینکه (خداوند تفرقه را در میان شما قادر است بیندازد) به این معنی نیست که خداوند بی جهت مردم را گرفتار نفاق و اختلاف میکند، بلکه این نتیجه اعمال سوء مردم و خودخواهیها و خود پرستیها و سودجوییهای شخصی است که نتیجه آن بصورت نفاق و تفرقه بروز میکند و نسبت دادن آن به خدا بخاطر آن است که او چنین اثری را در این اعمال زشت قرار داده است( همان ج5، صص 282 تا284)
1-4.احکام اجتماعی اسلام:
در کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله علامه محمد حسین نائینی غروی از علمای معروف مشروطه آمده است: «از این جهت ]اسلام[ این همه اهتمام فرموده به جمعه و جماعت، همچنین تحریص بر سائر اجتماعات، موجبه الفت و محبت و ترغیب به ضیافتهای بی تکلف و احسانهای بی منت و عیادات مرضی و تشییع جنایز و تعزیت مصائب و معاونت بر قضاء حوائج و اجابت خواهش و عفو و صفح از زلات و نسخ انزوا و رهبانیت و تحریم نمیمه [: سخنچینی] و ایذاء و تفتین و افساد الی غیر ذلک از تشریعات راجعه به استحکام اتحاد و الفت و دفع و رفع منافرت، تماما برای حفظ این حصن حصین امت است، بلکه شدت اهتمام شارع مقدس در تهذیب از اخلاق رذیله خود خواهی و نفس پرستی بمراتب و درجاتش و تخلق به مواسات و ایثار و نحو ذلک، همه برای استحکام مبانی اتحاد و قلع موارد تفرق است چه بالضروره مبدأ تفرق کلمه و تشتت اهواء و اختلاف آراء به همان رذیله خودخواهی و نفس پرستی و حرکت بر طبق اغراض شخصیه و تقدم و تحکم آنها بر مصالح و اغراض نوعیه منتهی است و مادامی که این رذایل در کار باشد... حفظ این حصن از محالات است». (نایینی، تنبیه الامه ،ص132)
تمام ده فرع دین مقدس اسلام به نوعی به جنبه اجتماعی توجه دارد. برای مثال قرآن کریم همیشه در مورد نماز لفظ (أقیموا) و اقامه کردن را مورد استفاده قرار داده است که بنا بر گفته اکثر مفسران، ناظر بر بر پا داشتن نماز و به جماعت خواندن آن است. علاوه بر آن در آیات متعددی هم، جماعت خواندن نماز مورد تصریح است مثلا (وارکعوا مع الراکعین) (سوره بقره ،آیه43)نماز جمعه نیز که مورد تأکید قرآن و روایات معصومین می باشد به شرط جماعت، صحیح است یعنی واجب است به جماعت خوانده شود. نماز عیدین فطر وقربان نیز که در زمان حضور و ظهور امام واجب می شود، به شکل جماعت باید خوانده شود و اصولاً یکی از فلسفه های به جماعت برگزار شدن این نمازها نیز آگاهی مسلمانان از همدیگر و اوضاع و احوال اطراف می باشد. البته از طرف دیگر، به جماعت خواندن نمازهای مستحبی نیز تحریم شده است. در مورد فریضه حج نیز نه تنها معصومین خود همواره باپای پیاده در این عبادت دسته جمعی و با امارت مخالفان شرکت می کردند، بلکه آنرا جهاد ضعیفان و از اسباب شناخت مسلمانان نسبت به یکدیگر و عمیق شدن پیوند اجتماعی آنان دانسته و ترک آنرا همسان با کفر و ارتداد تلقی می کردند.(نوری، راهکارهای تحکیم وحدت اسلامی از نگاه امام شیعیان، فصلنامه ی هفت آسمان ش30) زمان مخصوص، مکان خاص، اذکار و شعارهای واحد، سمت و سوی واحد و دستور به در جمع بودن در این فریضه بسیار نمایان گر وحدت اسلامی باشد. در قسمتی از پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت کنگره ی عظیم حج در تاریخ 27/9/86 آمده است: «جای جای حج مظهر اتحاد و انسجام اهل قبله و رنگ باختن تفاوت های طبیعی و اعتباری و برجسته شدن وحدت و برادری حقیقی و ایمانی آن ها است.»
در مورد خمس و زکات علاوه بر جنبه عبادی ، همدردی و کمک به فقرا و رابطه داشتن با خلق نیز مورد نظر است. همچنین امر به معروف و نهی از منکر که دو فرع از فروع دین اسلام می باشد که ضرورت اصلاح افراد جامعه را بر تمامی اعضای جامعه تشریح می کند و اگر شرایط آن فراهم شد بر افراد واجب می شود.
در مورد روزه نیز یکی از مواردی که در مورد علت واجب بودنش در احادیث بیان گردیده، یادآوری قشر ضعیف و محروم جامعه و همراهی با آنان و اطعام ایشان می باشد. جهاد نیز دستور دیگر اجتماعی اسلام است که اگر دفاعی باشد، بر تمام اعضای جامعه اسلامی، شرکت در میدان رزم و یا کمک در این راه، واجب محسوب می شود.
تولی و تبری نیز دو دستور دیگر شارع مقدس می باشد که نمود آن در زیارت نامه ها و به زیارت رفتن قبور مطهر ائمه معصومین، مراسم های عزاداری و جشن و میلادهای ائمه و ... بصورت اجتماعی مد نظر می باشد.
2- وحدت جامعة اسلامی
مقام معظم رهبری در مورد اختلافات در جامعه اسلامی فرمودند: امروز اختلافات را نباید برجسته کرد، نباید فرق اسلامی مقدسات یکدیگر را که نقطة حساسیتزای هر فرقهای همان بخش مقدساتش است – مورد اهانت قرار بدهند. امروز روی نقاط یکدیگر انگشت گذاشتن و فشار آوردن، معلوم است که تحریک کننده است، این به اختلاف دنیای اسلام منتهی میشود، این اختلافات نباید باشد. (دیدار اقشار مختلف مردم در روز عید غدیر خم مورخ 9/10/86 )«امروز منطق شیعه منطق امامت و ولایت در همه دوران های تاریخ ... قوی ترین منطق هاست. اما در عین حال ما با اینکه کمال اعتماد را به منطق خود، به روش خود، به منش خود داریم – امروز هم پرچم اسلام دست ملت ایران است – در عین حال همه برادران دنیای اسلام را از هر مذهبی که هستند، به اتحاد و برادری دعوت می کنیم، نمی خواهیم اختلاف ایجاد شود اثبات خود را با نفی دیگران نمی خواهیم بکنیم... این همان انسجام اسلامی است که ما اول امسال عرض کردیم.»(همان)
ضرورت اتحاد و برادری و وحدت میان جامعه اسلامی از نکات بسیار مهم در دستورات اسلامی می باشد که تقریباً در تمامی سخنرانی های عمومی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری شاهد آن می باشیم.
و اما در مورد اختلاف شیعه و سنی:
آنان که درصدد دست یابی به این هدف مقدس اتحاد هستند باید به نکاتی چند توجه کنند:
1- همبستگی و اتحاد میان مسلمانان جهان در مقابل یهود و نصاری و استکبار جهانی، از اهمیت بسیار برخوردار است.
2- دشمن با حیله و نیرنگ می کوشد مانع اتحاد و همبستگی مسلمانان شود و گاه به نام دلسوزی برای وحدت تیشه به ریشه اتفاق و همبستگی مسلمانان می زند.
3- وجود مذاهب و فرقه های مختلف، قابل انکار نیست و پیامبر (ص) نیز آن را پیشگویی کرده اند.
4- تعدد مذاهب نباید مانع اتحاد و همبستگی در مقابل دشمنان مشترک مسلمین شود.
5- نمی شود که همه مذاهب، حق و مطابق واقع باشند، بلکه تنها یک مذهب است که مذهب حق و پیروان آن فرقه نجات یافتگانند.
6- پیروان هر فرقه ای، وقتی تشخیص دادند که باورها و معتقدات آنان نجات دهنده است، نباید به بهانه اتحاد و همبستگی از عقاید خود و احکام و معارف اسلامی که به آن رسیده اند، دست بردارند.
7- آشنایی پیروان مذاهب با عقاید یکدیگر، اگر همراه با هتک به معتقدات سایر مذاهب نباشد، نه تنها موجب تفرقه نمی شود بلکه مانع از اتهام و دروغ پردازی دشمنان اسلام و مسلمین است.
«قوام تعدد مذهب، به اختلاف است. اما در این میان، مسائلی وجود دارد که با وجود اینکه از موارد اختلاف نیست، به عنوان مسائل مورد اختلاف مطرح گردیده است و این مسائل نیز سه دسته اند:
1- اموری که به دروغ به یکی از مذاهب نسبت داده شده است.
2- مسائلی که مورد اختلاف بین فقهاء مذاهب است و ربطی بین اختلاف شیعه و سنی ندارد.
3- مسائلی که از جهت فقهی و اعتقادی مورد اتفاق مسلمانان است، اما سیره عملی آنان متفاوت است، به گونه ای که این مسائل نمودار اختلاف بین شیعه و سنی گردیده است...»(حسینی،تحکیم وحدت اسلامی و پاسداری از ارزشها،فصلنامه ی هفت آسمان، ش31 )
ادامه دارد...