اصلاحات ارضی تغییری است که دولت در سیستم مالکیت و بهره برداری از زمین های کشاورزی ایجاد میکند و در نظام های مختلف سیاسی به طرق گوناگونی صورت میپذیرد.
اصلاحاتی که موجب نابودی مرزهای تاریخیِ شد!
1 بهمن 1393 ساعت 18:10
اصلاحات ارضی تغییری است که دولت در سیستم مالکیت و بهره برداری از زمین های کشاورزی ایجاد میکند و در نظام های مختلف سیاسی به طرق گوناگونی صورت میپذیرد.
اصلاحات ارضی علاوه بر علل و عوامل اقتصادی، انگیزههای سیاسی و به تبع آن پیامدهای سیاسی به دنبال دارد. در بسیاری از کشورهای جهان سوم اصلاحات ارضی به معنای گرفتن زمین از مالکین بزرگ و تقسیم آن بین کشاورزان است. اصلاحات ارضی میتواند دلایل اجتماعی داشته باشد و اجرای آن منجر به فروپاشی مناسبات پوسیده و ظالمانه فئودالی شود و از طرفی ممکن است با انگیزههای سیاسی صورت گیرد و قدرت تدافعی دهقانان را بالا ببرد. اصلاحات ارضی در ایران دوره پهلوی دوم عبارت بود از تغییر شیوه مالکیت زمین های زراعی از فئودالی سهم بری به خرده مالکی و توزیع مجدد آن بین زارعان، که با تصویب قانون اصلاحات ارضی و سپس قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی طی 3 مرحله انجام گرفت. گویا هدف اصلی محمدرضا پهلوی پادشاه وقت ایران از اصلاحات ارضی، کاهش فشار سیاسی موجود روی نظام حاکم بود. به این ترتیب وی با تشویق دولت ایالات متحد آمریکا، دست به یک سلسله اقدامات اصلاح طلبانه زد که مهمترین آن اصلاحات ارضی بود.
امینی و طرح اولیه اصلاحات
امینی در 1284 شمسی در تهران به دنیا آمد، مادرش فخرالدوله بود. وی در 6 سالگی به دبستان رشدیه رفت و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون و برای تحصیلات عالیه در 1305 رهسپار پاریس شد. وی در رشته حقوق و اقتصاد درس خواند و در اواخر سال 1310 دکترای خود را در علم اقتصاد از دانشگاه پاریس گرفت و بعد از ورود به ایران به استخدام وزارت دادگستری درآمد، چنانکه سهیلا اسلامی می نویسد در آغاز شروع به کار، امینی اقتصاد ایران را ورشکسته و خزانه را تهی اعلام کرد. با سقوط دیکتاتوری رضاشاه، احمد قوام در 1321 به نخستوزیری رسید و امینی 37 ساله داماد برادر خود (وثوقالدوله) را به معاونت خود برگزید، قوام او را در رأس هیأت اقتصادی ایران به امریکا فرستاد و اولین تماس مستقیم امینی با امریکائیها که زمینه ترقیات بعدی وی را فراهم ساخت در همین سفر برقرار گردید و امینی از همان زمان مورد توجه خاص دیپلماسی امریکا قرار داشت و در کنار چهرههایی چون حسن ارسنجانی به عنوان مهره وابسته به سفارت امریکا شهرت یافت.
انتصاب امینی به مقام نخستوزیری کمی با اخلاق او متفاوت بود. «دوستان» امریکایی و «افکار عمومی دنیای آزاد» که نگران فقر روستائیان ایران و از پی درآمدهای هولناک آن بیمناک شده بودند، امینی را برای ایجاد تحولاتی در اوضاع اقتصادی و اجتماعی جامعه و از بین بردن فساد اداری که کشور را تهدید میکرد، به شاه که دراین اواخر عادت کرده بود خود نخستوزیرانش را انتخاب نماید تحمیل کردند. امینی با انجام اصلاحات ارضی راه را برای تکامل اقتصاد سرمایهداری که خود از سردمداران آن بود، هموارتر کرد. امینی از مالکین بزرگ کشور و از سیاستمداران بزرگ دولت بود، او و خانوادهاش از سالها قبل بخش مهم دارایی خود را صرف خرید مستغلات و سرمایهگذاری در شرکتها نموده بودند و به نظر میرسد درآمد او در آستانه اصلاحات ارضی از محل بهره مالکانه اربابی به مراتب کمتر از سایر درآمدهایش بوده باشد. به همین دلایل، لغو روابط ارباب- رعیتی نه تنها برای طبقه ارباب مسئلهی مرگ و زندگی نبود بلکه آنها حتی با فروش املاک اربابی و به کار انداختن وجه حاصله در امور اقتصادی دیگر میتوانستند ثروت خود را افزایش دهند.
امینی پس از به قدرت رسیدن، مجلس جدید (بیستم) را که بسیاری از نمایندگان زمیندار محافظهکار در آن حضور داشتند منحل کرد. بختیار را از کشور بیرون کرد، با جبهه ملی گفتگو کرد، سه پست وزارت را به اصلاحطلبان طبقهی متوسط که در گذشته از نفوذ سیاسی شاه و عملکرد فاسد خانوادههای زمیندار انتقاد کرده بودند واگذار کرد. بازداشت کوتاهمدت عدهای از رجال پهلوی به جرم فساد مالی از جمله آنها: سپهبد علی حاجی علی کیا، سپهبد حسین آزموده، ابوالحسن ابتهاج، احسان دولو و غیره از کارهای دیگر وی بود. از کارهای دیگر دولت امینی، اصلاحات ارضی بود، گرچه اصلاحات ارضی از اقدامات دولت امینی بود و جنبههای تندروانه آن برطرف شد، شاه آن را ابتکار خود معرفی کرد و با بهرهبرداری از آن، طرح 6 مادهای جنجالی معروف به انقلاب سفید را اعلام کرد. از آنجایی که نظام بزرگ مالکی در ایران سابقه کهن داشته و زمینداران بزرگ از قدرت اجتماعی فراوان برخوردار بودند، رعیت وابسته به زمین بود و کارهای سخت را انجام میداد، در انقلاب مشروطه گمان میرفت که به قدرت و نفوذ مالکین آسیب رسد، اما گروهی از مالکین بزرگ که به مشروطهخواهی پیوسته بودند مانع از آن شدند که ساختمان کهنه اقتصادی و طبقاتی ایران دست بخورد و پس از انقلاب مشروطیت قدرت سیاسی همچنان در دست مالکان بزرگ باقی ماند و با قدرتی که مالکان در مجلس داشتند اجرای هرگونه اصلاحات اقتصادی و اداری را مانع میشدند. بنابراین به دلیل عدم مشارکت دهقانان در انقلاب مشروطیت و مسلط شدن دوباره زمینداران و ایلات بر کشور پس از فتح تهران سبب شد که هیچ تغییری در ساخت کشاورزی کشور به وجود نیاید. سرانجام با برنامه اصلاحات ارضی در 19 دی 1340 این نظام فروریخت.
اصلاحات ارضی
اصلاحات ارضی تدابیری هستند در جهت رفع موانع موجود بر سر راه توسعه اقتصادی و اجتماعی، که از نارساییهای ساختار کشاورزی نشأت میگیرند. هم تغییرات در مالکیت زمین، یعنی تغییرات در مناسبات مالکیت و اجاره و همچنین تغییرات در نحوه بهرهبرداری از زمین جزء این تدابیر به حساب میآیند. در آستانه اصلاحات ارضی در ایران، توزیع زمین بین کشاورزان بسیار ناعادلانه بود و واحدهای بهرهبرداری کشاورزی ایران، واحدهایی کوچک و از این نظر مساعد برای تولید نبودند. از سویی در فعالیتهای کشاورزی ایرانزمین، عامل محدودکننده نیست، بلکه عامل آب از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. مالکیت تمام یا بخشی از زمین و آب کشاورزی در بسیاری از دهات ایران در آستانه اصلاحات ارضی رژیم گذشته در اختیار مالکان غیرکشاورز بود. قسمتی از تولیدات در بهرهبرداری کشاورزی از این طریق از روستا خارج و در اختیار مالکان مزبور قرار میگرفته است. همچنین مالکیت خصوصی سرکردگان فئودالها، خانها، ملاکین مبنای اصلی مناسبات کشاورزی را در روستاها تشکیل میداد.
آنچه که به نام اصلاحات ارضی در ایران نامیده میشود شامل یک رشته قوانین و تصویبنامههایی است که اولین آنها در دیماه 1340 به مرحله اجرا گذاشته شد و سپس در سراسر دهه 1340 تصویبنامهها، الحاقیهها بدان اضافه شد. این اصلاحاتی بود بورژوائی اما بدون شرکت روستائیان و به رهبری دموکراتها. در جریان تحولات سالهای دههی 1340 پوسته روابط ارباب- رعیتی به جای خود باقی ماند ولی محتوای آن سرمایهداری شد. اصلاحات ارضی در دستور کار پنجمین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1950 گنجانده شد. بنابراین اصلاحات ارضی را باید با اصلاحات کشاورزی یکی دانست که موجب تغییراتی در روابط مالک و زارع گردید و بهطور کل مشتمل بر کلیه عملیاتی است که به حذف موانع موجود در ساختمان کشاورزی منجر گشته و توسعه اقتصادی و اجتماعی را سریعتر میسازد. اصلاحات ارضی را به معنای «تقسیم زمین» یا «تغییر مالکیت زمین» نیز میگویند. بنابراین به دنبال فشار امپریالیزم امریکا به کشورهای وابسته به بلوک غرب برای پیاده کردن این رفرم استعماری یکباره رژیمهای وابسته و دستنشانده «ژست» انقلابی به خود گرفتند! به یاد اصلاحات و انقلاب اجتماعی افتادند و شعار کاذب «زمین برای دهقانان! رفاه و آسایش برای کارگران!» را در کشورهای عقبمانده سردادند. شاه به پیاده کردن رفرم پیشنهادی امریکا که به منافع فئودالهای وابسته به رژیم زیان وارد میکرد نیازی نمیدید! ولی به دلیل فشار مداوم امریکا سرانجام ناچار شد که رفرم امریکا را در ایران پیاده و اجرا کند. بنابراین لایحه «اصلاحات ارضی» در سال 1338 به مجلس فرستاده شد ولی چون شرایط اجرای آن آماده نبود متوقف گردید و در پایان سال 1339 مقامات کاخ سفید، در پیام شدیداللحنی تمایل خود را به روی کار آمدن دکتر علی امینی به شاه رساندند تا بدین طریق به او بفهمانند که امریکا در تصمیم برای پیاده کردن رفرم «انقلاب سفید» جدی است و برای تأمین مخارج اصلاحات ارضی کنسرسیوم نفت به اشاره امریکا، تولید نفت را افزایش داد تا آن جا که ایران به مقام سوم صادرکننده نفت در جهان رسید و در کنار آن فروش صلاح به ایران محدود شد تا با این صرفهجویی بودجه لازم برای اصلاحات امریکایی فراهم آید.
مراحل سه گانه اصلاحات
اصلاحات ارضی در ایران سه مرحله را پشت سر گذاشت:
1- مرحله اول با تصویب لایحه قانونی اصلاحات ارضی مصوب دی 1340 شروع و به مدت 1 سال به طول کشید.
2- با تصویبنامه 18 بهمن 1341 شروع و با تصویبنامه 3 اسفند 1343 به اجرا درآمد.
3- مرحله سوم از 1347 شروع و تا 1351 به طور رسمی پایان یافت.
اجرای مرحله اول اصلاحات ارضی در استانهای مختلف به علل گوناگون همگون نبوده،چنانکه سهیلا اسلامی می نویسد مثلاً در سیستان و بلوچستان هیچگونه اصلاحاتی انجام نگرفت، در تهران به کندی صورت گرفت در حالی که در خراسان شتاب زیادی داشت به موجب ماده 2 قانون اصلاحات ارضی مرحله اول هیچ مالکی نمیتوانست حداکثر بیش از یک پارچه ده را صاحب باشد، به برکت وامهایی که طی پانزده سال قابل پرداخت شده بود، کشاورزانی که روی زمین زراعت میکردند حق خرید املاک مازاد مالکان را پیدا کردند و به مالکان نیز سهام کارخانههای دولتی داده شد زیرا مالکیت اراضی وسیع غیرقانونی شده بود.
زمینهای مشمول اصلاحات ارضی به ترتیب اولویت به افراد ذیل واگذار میشد.
1- زارعین هر دِه که قبل از 19 دی 1340 در املاک خریداری شده، صاحب نسق زراعی و در دِه محل ملک مقیم بوده و به کشاورزی اشتغال داشتهاند.
2- وارثان زارعینی که حداکثر 1 سال قبل از تقسیم در آن منطقه فوت کرده بودند.
3- برزگرانی که در آن دِه به زراعت مشغول بودند.
4- کارگران کشاورز مقیم منطقه تقسیم و افرادی که داوطلب کار کشاورزی بودند.
مرحله دوم اصلاحات: امینی در اجرای برنامههای اصلاحطلبانه خود ناگزیر بود، بسیاری از شخصیتهای حامی محمدرضاشاه را مورد حمله قرار دهد و تأکید امینی بر اینکه شاه باید سلطنت کند و نه حکومت نمیتوانست میانهی خوبی با وی داشته باشد و پس از 14 ماه صدارت استعفا داد و اسدالله علم دوست قدیمی شاه به نخستوزیری منصوب شد. در 6 بهمن 1341، شاه طی یک همهپرسی از مردم خواست بر لوایح ششگانه پیشنهادی او رأی بدهند، اصول «انقلاب سفید» شاه عبارت بود از: ملی شدن جنگلها، فروش سهام کارخانههای دولتی، سهیم شدن کارگران در سود کارخانهها، اصلاح قانون انتخابات تشکیل سپاه دانش و مهمتر از همه اصلاحات ارضی بود. پس از همهپرسی 6 بهمن، هیأت دولت لایحهای با عنوان قانون مواد الحاقی به قانون اصلاحات ارضی تکلیف املاکی که مشمول مقررات مرحله اول نشده بود تعیین شد. در مرحله دوم مالکانی که شخصاً به زراعت اراضی مزروعی خویش اشتغال نداشتند یا باید این اراضی را به اجارهی 30 ساله کسانی که روی آن اراضی کار میکردند درآوردند و یا به آنها بفروشند. بنابراین در مرحله دوم شاه نظر مالکان را بیشتر جلب کرد و مالکان در شمار ممتازترین وابستگان رژیم نفتی قرار گرفتند و اقتصاد سیاسی، از جمله کشاورزی به بازیچه سیاستهای شبه مدرنیستی شاه بدل گردید.
مرحله سوم اصلاحات: مالکانی که اجاره دادن اراضی را انتخاب کرده بودند مجبور شدند منافع حاصل از زمین را با زارع تسهیم کنند و یا آن قسمتی را که زارع در آن زراعت میکرد به او بفروشند. این مرحله دوره، مسخ کشاورزی ایران بود، تأسیس داوطلبانه شرکتهای زراعی که اراضی دهقانان را به سهام کاغذی تعاونیهای بزرگ بدل کرد. فروش سهام مالکان کوچک به مالکان بزرگ و پیدایش مالکان سرمایهدار غایب و کارگران روزمزد کشاورزی به تمرکز مالکیت و ادارهی شرکتهای زراعی توسط مأموران دولتی انجامید. زیانبارترین اثر سیاست مزبور نابودی مرزهای تاریخی روستاهای ایران به عنوان یک واحد خودمختار زندگی و کار اجتماعی بود.
عوامل و زمینه های اصلاحات ارضی
قبل از انجام هرگونه پیشرفت اقتصادی و اجتماعی لازم بود اصلاحات صورت گیرد و قدرت مالکین از بین برود، روابط سرمایهداری از واپسین سالهای قرن نوزدهم در اقتصاد ایران رخنه کرده بود و در نیمه دوم سالهای دهه 1330 به عمدهترین شکل رابطه تولیدی در ایران بدل شد و اقتصاد کالایی بخش مسلط اقتصاد جامعه را تشکیل داد، بسیاری از راه زمینخواری، تجارت، خدمات و مقاطعهکاری به ثروتهای کلانی دست یافتند، سهم کشاورزی در تولید ناخالص ملی به سود بخش صنعت و خدمات و نفت رو به کاهش گذاشت و شهرها به مراکز عمده بازار کار تبدیل شد. اربابان نسبت به افزایش ثروت دیوان سالاران و بازرگانان با دیده حسرت می نگریستند و از سرمایه گذاری در دهات حتی برای تعمیر و لایروبی قنات ها خودداری می کردند و برای جبران هزینه های فزاینده زندگی شان بدون این که تغییر اساسی در شکل تولید به وجود آورند از ماشین های کشاورزی استفاده می کردند، فشار بر رعیت نیمه گرسنه را برای بالابردن بهره مالکانه بیشتر می کردند، رونق بازار کار در شهرها، رعایا را در جستجوی لقمه نان به سوی این بازارها کشاند و پیدایش بازار کار به مثابه یک فرآیند انقلابی در تجزیه روابط ارباب- رعیتی عمل کرد و حضور روستاییان در شهرها تبعیضات طبقاتی را بهتر لمس می کردند و به عمق ستمی که بر آن ها روا می شد بهتر آشنا می شدند، رشد آگاهی روستاییان و ترس از جنبش های دهقانی از جمله عواملی بود که در انجام سریع تر اصلاحات ارضی بی تأثیر نبود و اصلاحات آب سردی بود که می توانست برای خاموش کردن آتش خشم و بی صبری روستاییان بکار برده شود.
تحولاتی که از مشرطیت به بعد در روابط اقتصادی جامعه ایجاد شده بود و جامعه مالکان بزرگ ارضی هم از جنبه توان مالی و هم از جنبه سیاسی اهمیت و اعتبار خود را از دست می دادند. کاهش توان مالی مالکان موجب تنزل ملموس سطح کشت بویژه کالاهایی چون گندم، جو و برنج شد. بعد از کودتای 1332 دولت با کمک امریکا و درآمد نفت دست مقاطعه کاران، سرمایه داران را باز گذاشت و آن ها به سودهای کلانی دست یافتند: صاحبان سرمایه شهری مجبور بودند برای بکارگیری مازاد سرمایه مراکز جدیدی را پیدا کنند در حالی که نظام ارباب- رعیتی مناسب رشد سرمایه داری نبود، باید شرایط اقتصاد کشاورزی روستاییان ایران تغییر می کرد تا صاحب سرمایه بتواند با آزادی عمل، سرمایه را به روستا انتقال دهد. اصلاحات ارضی می توانست این روند را سرعت بخشد.
عوامل خارجی در تهیه و اجرای قوانین اصلاحات ارضی از راه فشار مستقیم به دولت به نوبه ی خود اثر زیادی داشتند. متحدین ایران در غرب، در آن زمان نگران آن بودند که ساخت نامناسب زمین داری، قدرت کشور را در برابر رخنه کمونیست ها و احتمال انقلاب اجتماعی و سیاسی کاهش دهد. کشورهای امپریالیستی، بویژه امریکا، با توجه به تجربه حوادث آسیای جنوب شرقی و نقش دهقانان در جنگ های رهایی بخش ملی بدین نتیجه رسیده بودند که باید برای ایجاد ثبات سیاسی در کشور دست به اصلاحات فوری اجتماعی و در رأس آن، اصلاحات ارضی زده شود. محافل امپریالیستی تصور کردند با انجام نوعی اصلاحات ارضی به رهبری بورژوازی پلیسی سلطنتی قادر خواهند بود که نظام سرمایه داری ایران را که به اقتصاد کشورهای امپریالیستی وابسته است حفظ کنند. از طرفی امریکایی ها برای تأمین بازارهای خود در کشورهایی چون ایران به ثبات سیاسی و اقتصادی نیاز داشتند که این هدف با اجرای اصلاحات ارضی امکان پذیر می شد.
امریکا در مسئله نفت با کنسرسیوم به هدف اولیه خود رسیده بود و بعد از آن می بایست قدم های سریع تری در جهت وابستگی ایران بردارد، اما حکومت علاء و پس از او اقبال گرایش های انگلیسی بیشتری داشتند. امریکا می خواست دستگاه حاکم را انحصاراً به سوی خود جذب نماید و از طرفی به دنبال سرکوبی هایی که وسیله فرمانداری نظامی و سپس سازمان امنیت شروع کرده بود از لحاظ وضع عمومی مردم احساس خطر می کرد مخصوصاً تصورش این بود که کمک های اقتصادی وسیله عده ای خاص بلعیده شده و شکاف طبقاتی را با وجود خطر کمونیزم افزوده است و بنابراین نسبت به اصلاحات ارضی تأکید داشت.
کندی، طراح اصلی این لوایح، نخستین کسی بود که تلگرام تبریک برای شاه فرستاد و این پیروزی [انقلاب سفید] را به او تبریک گفت. سردنیس رایت سفیر انگلستان نیز با اسدا... علم نخست وزیر ملاقات کرد و رضایت ملکه انگلستان را از تصویب لوایح ابلاغ داشت، رادیو مسکو، روزنامه های وابسته به جهان کمونیست و جهان سرمایه داری به تأیید از انقلاب سفید پرداختند. اما در داخل، مخالفت مذهبی بسیار گسترده تر بود، رهبران مذهبی محافظه کار هم با اصلاحات ارضی و هم با طرفداری ساختگی شاه از آزادی زنان، مخالف بودند، آن ها نگران آینده موقوفات بودند و پیدایش استبدادی را حس می کردند که برخلاف استبداد سنتی ایران، قصد داشت خودمختاری رهبری شیعه را نابود کند، بنابراین در ماه های بعد آیت ا... خمینی در 8 اسفند رژیم شاه را به مبارزه طلبید و مردم را دعوت به ایستادگی کرد که منجر به حمله افراد گارد شاه و مأمورین به فیضیه قم در 2 فروردین 1342 بود و در نهایت منجر به حوادث 15 خرداد 1342 در تهران، تبریز و مشهد و شیراز شد.
نتایج اصلاحات ارضی
از اهداف اصلاحات ارضی، افزایش تولید و خارج کردن زارعین از انزوای اقتصادی و خودمصرفی و فراهم کردن زمینه ورود آن ها به حوزه مبادلاتی بود. بنابراین تشویق کشاورزان به مبادلات و کشانیدن آن ها به درون شبکه اقتصادی مبتنی بر سود و زیان تولیدی، از هدف های اساسی اصلاحات ارضی بود
همچنین در پی آن ساختار سیاسی و اجتماعی روستا تغییر کرد و با زمین دار شدن یک میلیون و هفتصد هزار خانوار روستایی، اساس مالکیت اربابی فروپاشید و به حاکمیت بلامنازع سیاسی و اجتماعی مالکان بزرگ و روسای قبایل برای همیشه پایان داده شد. البته در آغاز دولت برای مقابله با برخی مالکین و ترسانیدن آنان از انقلاب دهقانی، تا حدی به کشاورزان میدان داد ولی بعد نقش آن ها را در اصلاحات کاست و این باعث شد جایی برای عمران روستا و جهت دادن به رشد کشاورزی برای تغییرات بنیادی اجتماعی و اقتصادی باقی نماند و دولت در مراحل بعدی با استفاده از ابزار قانونی، حتی مکتسبات ناچیز زارعین فقیر را به نفع کشاورزان مرفه تغییر داد. ماده 19 اصلاحات به هر کشاورزی اجازه می داد که تا دو برابر زمین تقسیم شده را از طریق قانون اصلاحات ارضی خریداری کند.
علاوه بر این اصلاحات مناسبات روستایی را از حالت خودمصرفی بیرون آورد و به سودآوری و سودگرایی تشویق کرد، استفاده از تراکتور کمباین، تلمبه آبیاری، چاه آرتیزین، ماشین آلات جوجه کشی و استفاده از وسایل مکانیکی فنی به وسیله «شرکت های سهامی زراعی» و فعالیت های گسترده بخش های خصوصی نمی توانست نتیجه ای جز رشد مناسبات سرمایه داری داشته باشد و به منظور تشویق مالکین به قبول روابط صنعتی، کلیه زمیندارانی که می توانستند از وسایل مکانیزه استفاده کنند، از ادامه و تقسیم زمین معاف شدند و این باعث شد تا بخشی از مالکین به صاحب صنعت تبدیل شوند و از طرف دیگر فراورده های صنعتی در دهات موقعیت و بازاری پیدا کنند و دولت به نیرومندترین عامل اقتصادی و سیاسی در مناطق روستایی تبدیل شد و با ایجاد موسسات تعاونی و تولیدی و اعزام مأموران بی اطلاع از مسائل کشاورزی از طرف ادارات مختلف به روستاها از شیوه هایی بود که حکومت برای کنترل روستاها استفاده می کرد و کم کم نظم پلیسی جایگزین حکومت خان خانی شد بنابراین جایگزینی نهادهای جدید دولتی مثل تعاونی ها به جای مالکین بزرگ چون به خاطر رشد طبیعی و درونی روستاها نبود و تنها با قانون و احکام رسمی به آن جا رسیده بودند مشکلات اجتماعی و اقتصادی روستا را بیشتر کرد و چون همسانی فرهنگی با روستا نداشت نوعی نگاه بدبینانه نسبت به آن ها وجود داشت. قطع شتابزده روابط مالک با دهقان و سپردن مسئولیت بدست سازمان های دولتی، شیرازه نظام چندهزار ساله جامعه سنتی ایران را پاره کرد و در واقع سازمان هایی که نقش «ویران کردن نظام فئودالیسم» یعنی واگذاری زمین از مالک به زارع را برعهده داشتند وظیفه خود را دقیقاً انجام دادند اما تشکیلاتی که می بایست نظام جدیدی را پیاده کند به نقش خطیر خود کمتر توجه نمود.
همچنین دولت امریکا دریافت که (اصلاحات ارضی) به تنهایی نمی تواند روستانشینان را برای همیشه راضی نگه دارد و راه نفوذ انقلابیون را به دهات و روستاها سد نماید بلکه چه بسا در درازمدت خود موجب سرخوردگی و در نتیجه آگاهی توده های روستانشین از ماهیت این به اصطلاح اصلاحات شده و آنان را به شورش وا می دارد. به اعتقاد کارشناسان امریکایی، اصلاحات می بایست از تقسیم زمین میان کشاورزان آغاز می شد، کشاورزان به علت دسترسی نداشتن به وسایل تولید و نارسایی های گوناگون نظیر کمبود آب اقدام به فروش زمین های خود کردند و دوباره مسأله یکپارچه شدن مجدد قطعات زمین به صورت کشت بزرگ عملی گردید. کشت بزرگ می توانست در خدمت فراملیتی ها که عموماً امریکایی بودند قرار گیرد. سپردن زمین های حاصلخیز و شبکه بندی شده به شرکت های امریکایی، بویژه در دزفول شرکت های ایران کالیفرنیا و غیره نمونه ای از سیاست حمایت از کشت های بزرگ بود. بنابراین اصلاحات تنها در شمال ایران (گیلان و مازندران) توانست به زارعین کمک کند و در سایر نقاط ایران به دلیل در دسترس نبودن آب نتوانستند از زمین بدست آمده استفاده منطقی به عمل آورند و ناچار به فروش آن شدند.
در گام آخر به دلیل آن که دستمزد کار در شهرها نسبت به درآمد زراعت بطور روزافزونی بیشتر شد، شهرهای ایران شاهد هجوم روستاییان شد و چون فرهنگی شهرنشینی را بدرستی نیاموخته بودند نمی توانستند در محیط جدید احساس ایمنی کنند.
منابع:
1- آبراهامیان، یرواند. (1381). ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل محمدی، محمد ابراهیم فتاحی و لیلایی، نشر نی، تهران.
2- ازغندی، سید علیرضا. (1383). تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران. (1357- 1320). انتشارات سمت، تهران.
3- پورافضل، حسن- مهندس بهاءالدین نجفی. (1351). اصلاحات ارضی و واحدهای دسته جمعی تولید کشاورزی، انتشارات دانشگاه، تهران.
4- پهلوی، محمدرضا. (1371). پاسخ به تاریخ، ترجمه دکتر حسین ابوترابیان. تهران
5- سوداگر، محمد. (1359) نظام ارباب رعیتی در ایران، موسسه تحقیقات اقتصادی و اجتماعی، پازند، تهران.
6- سوداگر، محمد. (بی تا) بررسی اصلاحات ارضی، تهران
7- عظیمی، حسین. (1361) مسائل ارضی و دهقانی (مجموعه مقالات)، انتشارات آگاه، تهران.
8- فیوضات، دکتر سید ابراهیم، (1375) دولت در عصر پهلوی، انتشارات چاپخش، تهران.
9- کاتوزیان، محمدعلی همایون. (1373). (1373) اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی، ترجمه: محمدرضا نفیسی، کامبیز عزیزی، نشر مرکز، تهران.
10- کهنن، فریتیوف. (1386) اصلاحات ارضی یک مشکل جهانی. ترجمه جمشید جعفری دارابجردی، تهرانو
11- لاجوردی، حبیب. (1383) تاریخ معاصر ایران به روایت تاریخ سازان 1 متن کامل خاطرات علی امینی. با یادداشتی از: مسعود بهنود، نشر صفحه سفید، تهران.
12- مازندی، یوسف (1373) ایران ابرقدرت قرن؟، به کوشش: عبدالرضا هوشنگ مهدوی، نشر البرز، تهران.
منبع:قدس
کد مطلب: 29348