بی تعارف ...

بی تعارف ...

حجت الاسلام هاشمی در خاطره ای می گوید : در روزی که امام ما را احضار فرمودند بعد از قضیه دانشگاه (غائله اسفند ماه درگیری میان موافقان و مخالفان بنی صدر در دانشگاه تهران )، بحثها و موارداختلاف صریحاً مطرح شد و امام در آنروز به اینها (بنی‏صدر و... ) حمله کردند. مثلاً امام فرمودند: تو خیال می‏‏کنی که این آرای یازده میلیون آرای توست، مردم مسلماننداگر بفهمند مرجعشان این آراء را قبول ندارد، این آراء را نمی‏خواهند و تو 500 هزاررأی هم نداری.

حجت الاسلام هاشمی در خاطره ای می گوید : در روزی که امام ما را احضار فرمودند بعد از قضیه دانشگاه (غائله اسفند ماه درگیری میان موافقان و مخالفان بنی صدر در دانشگاه تهران )، بحثها و موارداختلاف صریحاً مطرح شد و امام در آنروز به اینها (بنی‏صدر و... ) حمله کردند. مثلاً امام فرمودند: تو خیال می‏‏کنی که این آرای یازده میلیون آرای توست، مردم مسلماننداگر بفهمند مرجعشان این آراء را قبول ندارد، این آراء را نمی‏خواهند و تو 500 هزاررأی هم نداری. چون آنان که برخلاف ما رأی می‏‏دهند همین‏‏‏‏‏‏ بی‏‏دینها هستند و آنها درانتخابات ریاست جمهوری به شما رأی ندادند. در همان جلسه امام خطاب به بنی‏صدر گفتند این را از مغزت بیرون کن که اگر در جنگ نباشی، جنگ شکست می‏‏خورد من خیلی بهتر از تو جنگ را اداره خواهم کرد. امام همچنین به ایشان گفتند تو با این گروهکهای ضد انقلاب همکاری می‏‏کنی تو به اینها اسلحه داده‏ای. جالب این است که ایشان برای عوام فریبی بعد از این جلسه با قیافه‏ای خندان و بشاش روبروی دوربین تلویزیون ایستاد و مصاحبه کرد که وانمود کند ایشان از این دیدار راضی است. در یکی دیگر از جلسات که امام خیلی ناراحت شدند و گفتند اگر بخواهی اینطوری باشی دستور می‏‏دهم توی همین خانه حبست کنند و تا یکسال نمی‏گذارم بیرون بروی. خیال نکنی می‏‏گذارم بروی اروپا مقاله بنویسی. همین جا نگهت می‏‏دارم تا کشور آرام شود.

روزنامه اطلاعات 8 / 4 / 60

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •