این ره که تو می روی به گورستان است!

این ره که تو می روی به گورستان است!

کینه رضاشاه از مدرس آنقدر بود که به تدریج به این نتیجه رسید او را باید حذف کند؛ بنابراین ابتدا کاری کرد که او نتواند نمایند مجلس شود؛ این کار دشوار نبود و با تقلب در انتخابات ممکن شد. پس از آن او را همچون بسیاری از مخالفین دیگر بازداشت و روانه زندان کردند و در نهایت نیز او را به قتل رساندند. اما پیش از همه اینها و در زمانه¬ ای که رضا پهلوی تازه شاه شده بود این دو در چند نوبت به گفتگو با هم پرداختند و مدرس طی آن به انتقادات شدید از رضاشاه پرداختند:

کافه تاریخ- تاریخ شفاهی

 

کینه رضاشاه از مدرس آنقدر بود که به تدریج به این نتیجه رسید او را باید حذف کند؛ بنابراین ابتدا کاری کرد که او نتواند نمایند مجلس شود؛ این کار دشوار نبود و با تقلب در انتخابات ممکن شد. پس از آن او را همچون بسیاری از مخالفین دیگر بازداشت و روانه زندان کردند و در نهایت نیز او را به قتل رساندند. اما پیش از همه اینها و در زمانه¬ ای که رضا پهلوی تازه شاه شده بود این دو در چند نوبت به گفتگو با هم پرداختند و مدرس طی آن به انتقادات شدید از رضاشاه پرداختند:
«بیان گوشه ای از گفت و گوهای مدرس و رضا شاه به نقل از همسر تیمور تاش تایید کننده ی این موضع مدرس است. همسر تیمور تاش می گوید: در آن ایام که رضاخان بیش از چند ماهی نبود به سلطنت رسیده بود یک شب... به منزل ما آمد و در اتاق با تیمور تاش صحبت می کردند که مدرس ...وارد شد...شنیدم که مدرس به رضا خان می گفت: تو سرباز خوبی هستی و می توانی از مرزها محافظت کنی ولی به درد سلطنت نمی خوری. در این دیدار مدرس به رضاخان پیشنهاد کرد که من خیر و صلاح تو را می خواهم دست از این کارها بردار و کار مردم را به خوشان واگذار کن. جلسه دوم به فاصله ی ده شب دیگر تشکیل شد. وقتی از اتاق بیرون آمدند شنیدم.... رضاخان به مدرس می گفت: در ایران دو مرد وجود دارند حیف که نمی توانند با هم کار کنند و مدرس گفت: ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی. این ره که تو می روی به ترکستان است/ گورستان است.... و هر دو با گلایه از یک دیگر جدا شدند.»


منبع: حمیدرضا ملک محمدی، مدرس و سیاستگذاری عمومی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 171

 

 

مطالب مرتبط
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •