بیماریهای همه گیر در تاریخ ایران عصر قاجار

بیماریهای همه گیر در تاریخ ایران عصر قاجار

حسام‌السلطنه در قحطی 1288 از خراسان به شاه می‌نویسد: «از هر صد خانه، هشتاد خانه آن مرحوم و متفرق شده و هنوز در کار تفرقه شدن هستند.»

کافه تاریخ- مقالات

 

طاعون، وبا، سل، بحران و... نامهایی آشنا در تاریخ معاصر ایران و در گذشته‌های نه چندان دور است. در زمانه‌های متعددی که کشور به دلیل ضعف سیاسی و یا دخالت کشورهای متجاوز با قحطی روبرو بود، گاه بیماری‌های واگیردار همچون وبا و طاعون در کنار مشکلاتی چون خشکسالی، بلای جان مردم گشته و بحرانی‌هایی را در تاریح کشور ثبت کرده است. این بحرانها که در بیشتر مواقع با تلفات سنگین انسانی همراه بود، دلایل و پیامدهای خاصی به همراه داشته است که به برخی از این وقایع به صورت خلاصه اشاره می‌شود.
دوره قاجار و بروز بحرانها و بیماریهای واگیردار
بعد از استقرار حکومت قاجار، کشور بارها با قحطی و بیماریهای واگیرداری چون وبا و طاعون مواجه شد. چنانچه منابع مختلف از شیوع چندین مورد از وبای کوچک و بزرگ در سال‌های ۱۲۳۶- ۱۲۵۰ و ۱۲۵۲ ه.ق در تهران و سایر شهرها خبر می‌دهند که البته به نقل از همان منابع کار خاصی از سوی حکومت‌ها برای پیشگیری و درمان انجام نمی‌گیرد، به گونه‌ای که در سال‌های 1260 تا 1263ه.ق شاه و درباریان قاجار برای مصون ماندن از بلای وبا به لواسان رفتند.1 
اما گذشته از این حادثه، در دوره ناصرالدین شاه نیز شاهد بروز این اتفاق هستیم. بر این اساس به دنبال قحطی و خشکسالی در سال 1249- 1250 ش بیماری‌های وبا و طاعون نیز گسترش یافت که به زعم بسیاری از محققان، بزرگترین و مرگبارترین رویداد بعد از حمله مغول است. پیامدهای این قحطی که عوامل آن ریشه در موارد متعددی چون صادر کردن غلات، اختصاص یافتن زمینهای کشاورزی به تریاک و.. داشت، بسیار هولناک و گسترده بود. چنانچه شیوع وبا و طاعون باعث کاهش شدید جمعیت در مناطق قحطی‌زده شد. حسام‌السلطنه در قحطی 1288 از خراسان به شاه می‌نویسد: «از هر صد خانه، هشتاد خانه آن مرحوم و متفرق شده و هنوز در کار تفرقه شدن هستند.»2 فاجعه انسانی این بحران به حدی گسترده بود که بسیاری میزان تلفات را تا ده میلیون نفر نیز برآورد کرده‌اند. با این حال، فاجعه صورت گرفته تنها به همین دوره محدود نماند و در سالهای بعد از آن نیز چندین بار شیوع و گسترش یافت. درواقع «در دوره ناصر الدین شاه و پس از او تا پایان دوره قاجاریه فقط این دو بار قحطی طبیعی یا مصنوعی در ایران و تهران روی نداد بلکه هر چند سال یکبار قحطی گریبان مردم را می‌گرفت و تنها در این میان محتکران که از اشخاص ثروتمند و با نفوذ بودند از آن سود می‌بردند.»3 از جمله این قحطی‌ها، قحطی سال 1296- 1298 است. 
بحران و بیماری وبا و طاعون در سال 1296- 1298
با آغاز جنگ جهانی اول در اروپا در سال 1914، ایران در زمانه سلطنت احمدشاه قاجار و صدارت میرزاحسن مستوفی‏الممالک اعلام بیطرفی نمود؛ اما نیروهای متخاصم اروپایی بدون توجه به موضع ایران، مکرراً این بیطرفی را نقض کرده و از این حیث موجد لطمات جبران ناپذیری گشتند. بی¬شک فارغ از نقض استقلال سیاسی و اقتصادی کشور که تبعات آن تا روزگاری دراز بر کشور مستولی گردید، وقوع قحطی در سال 1296- 1298 ش (1917- 1919م) باعث شد تا بار دیگر یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کشور یعنی قحطی، وبا و طاعون رقم خورد.
 بسیاری معتقدند که تلفات انسانی این فاجعه نیز بسیار بالا بود. برخی از منابع از ارقام دو میلیون نفر صحبت می‌کنند و برخی تعداد کشته شدگان را تا ده میلیون نفر نیز برآورد کرده‌اند. علیرغم آنکه به دلیل نبود منابع مستند و کافی نمی¬توان آمار صحیح و دقیقی از میزان جان باختگان این حادثه ارائه داد؛ اما برخی معتقدند، «تلفات ایران [1917تا1919] به روشنی بسیار فراتر از تلفات ارامنه در ترکیه و حتی بسیار فراتر از نسل¬کشی یهودیان توسط نازیهاست»4 زرین‌کوب در رابطه با تلفات انسانی این بحران می‌نویسد: «در نتیجه سال‌ها منازعات داخلی و خارجی، مخصوصاً در اثر بروز قحطی و یبماری واگیردار جمعیت به نحو بارزی به شدت کاهش پیدا کرده بود.»5 دلایل بروز این بحران نیز علاوه بر عوامل داخلی مانند قحطی، خشکسالی و... غلات توسط کشورهای خارجی حهت تأمین آذوقه مورد نیاز سربازان بود. گرچه عوامل داخلی چون خشکسالی، شیوع بیماریهایی چون طاعون، وبا، حصبه و نیز احتکار مواد غذایی توسط برخی از  مقامات کشوری همچون احمد شاه در وقوع این حادثه بی‌تأثیر نبود؛ اما بی-شک آنچه که این قحطی را به فاجعه تبدیل و بر شدت و گسترش آن افزود، حضور نیروهای استعمارگر و متخاصم اروپایی بود؛ زیرا قوای اشغالگر در طی زمان حضورشان در کشور، نیازهای غذایی خود را از ایران تأمین می‌کردند که با توجه به تعداد بالای اشغالگران، حجم بالایی از محصولات به مصرف آنها می‌رسید و حتی طبق برخی از اسناد به جا مانده، انگلیس، طی جنگ بخش مهمی از غلات ایران را به کشورهای دیگر همچون هند می¬فرستاد.
 اما آنچه در باب این فاجعه شگفت انگیز است، ناشناخته ماندن و یا کمرنگ جلوه دادن این فاجعه در اسناد و مکتوبات تاریخی است که به نظر می‌رسد این موضوع از یک سو ناشی از شرایط بحرانی آن دوره و عدم وجود مراکز یا نهادهای آماری جهت به تصویر کشیدن واقعیات فاجعه می‌باشد، از سویی ناشی از اهمال و کوتاهی اشغالگران در ثبت جزئیات حادثه. با این حال آنچه مسلم است این است که در آن برهه زمانی این فاجعه به وقوع پیوست و تلفاتی را به جا گذاشت. البته داستان وبا و طاعون سالها بعد از آن نیز ادامه یافت و سقوط دولت قاجار نیز نتوانست آن را متوقف نماید. چنانچه در دوره پهلوی نیز بارها شاهد تکرار این حادثه هستیم که شاید مهمترین آن بعد از اشغال کشور در سال 1320 باشد
اشغال کشور و بروز قحطی و بیماری
بعد از اشغال کشور توسط متفقین در شهریور 1320، بار دیگر قحطی، طاعون و وبا گسترش یافت. در این فاجعه که بخش عمده آن، به دلیل تجاوز کشورهای بیگانه بود، مشکلاتی در حوزه اقتصاد ایران به وجود آمد. درواقع «اشغال ایران باعث ایجاد اختلالات بسیاری در امر توزیع کالا، مواد اولیه، مایحتاج و ضروریات مردم شده بود.»6 در این حادثه هم طی درگیریهایی که بر سر نان و مواد غذایی پیش آمد و نیز شیوع بیماری وبا و طاعون، چند صد نفر کشته و یا مجروح شدند. گرچه پیامدهای این بحران، مانند بحرانهای مشابه پیش از آن گسترده و فاجعه‌آمیز نبود، اما در نوع خود، قابل توجه و اهمیت است. 
سخن نهایی
 بررسی موضوع بیماری وبا و طاعون در تاریخ معاصر ایران نشان داد که این فاجعه همواره با به جا گذاشتن تلفات بزرگ انسانی، همواره موجد بحران‌های متعددی بوده است. این فجایع که در بیشتر موارد ناشی از قحطی، خشکسالی و حضور بیگانگان و اقدامات منفعتگرایانه آنها بوده نشاندهنده بی‌لیاقتی دستگاه سیاسی حاکم نیز است. دستگاهی که با تمرکز قدرت و فساد مسئولان در بیشتر موارد به جای آنکه در خدمت مردم و منافع سیاسی کشور باشند، خود عامل بروز و گسترش قحطی و بحران بوده‌اند. 


فهرست منابع
1.    محمد حسن خان اعتمادالسلطنه، مرآت البلدان، ج 1، ص 586
2.    داریوش رحمانیان و مهدی میرکیایی، «تأثیر خشکسالی و قحطی بر وضعیت مالکیت زمین در ایران عصر ناصری» مطالعات تاریخ اسلام، سال هفتم، شماره 23، زمستان 93، ص 230
3.    حسین شهیدی، سرگذشت تهران، جلد ۱، نشر راه مانا، ۱۳۸۳، ص ۴۸۵
4.    محمدقلی مجد، بزرگترین نسل¬کشی تاریخ معاصر دنیا قحطی بزرگ (1298-1296ش/1919-1917م) ترجمه محمد کریمی، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی تهران، 1387، ص 20
5.    عبدالحسین زرین‌کوب، روزگاران ایران، تهران، سخن، 1374، ص 767 
6.    صادق زیباکلام، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، 1320- 1322، تهران، سمت، 1383، ص 95 

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •