۰
plusresetminus
این سلسله بعد از اسلام توانست اعلام موجودیت کند و اندیشه و هویت ایرانی را دوباره مطرح کند. این حکومت همان طور که گفتیم تحت لوای خلافت عباسیان در بندار حکومت می‌کرد.
اولین سلسله ایرانی پس از ورود اسلام چگونه شکل گرفت
  به گزارش جوان و تاریخ به نقل از مشرق- در قرن دوم هجری به دلیل گسترش قلمرو مسلمانان و وجود نژادهای گوناگون، خلیفه برای هر قسمت این قلمر، حاکمی را تحت عنوان امیر تعیین کرده و اعزام می‌داشت و بهترین سرزمین که دورۀ عباسیان برای آن امیر فرستاد خراسان بود. خراسان مرز قلمرو اسلامی با شرق آسیا به شمار می‌رفت. در اوایل قرن سوم، طاهر یکی از معروفترین سرداران مأمون از طرف او امیرخراسان شد و بدلیل اینکه در یک فرصت مناسب عدم اطلاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی بعد از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد که در این مقاله به چگونگی تشکیل دولت طاهریان بحث خواهیم کرد اینکه با وجود نفوذ اعراب در مرو چگونه در ایران (خراسان) یک دولت نیمه مستقل ایرانی شکل گرفت.

خراسان در طی این دو قرن پرحادثه حکومت لااقل چهل امیر عرب را در توالی حوادث تحمل کرد تختگاه این امیران غالباً بین مرو، بلخ، هرات، طوس، جرجان و نیشابور تغییر می‌یافت و ولایت مأوالنهر از جمله سمرقند و بخارا را شامل می‌شد.

طاهریان نخستین سلسله ایرانی بودند که از سوی خلفای عباسی از ایران، یعنی خراسان بزرگ (خراسان و ماورالنهر تا سرحداست هندوستان، و در دوره‌هایی برستیان و کرمان، مناطقی مانند گرگان، طبرستان، ری تا حدود شرقی همدان حکومت کرده‌اند. (سرگذشت طاهریان، ناجی، محمدرضا، 1384، ص7) این سلسله بعد از اسلام توانست اعلام موجودیت کند و اندیشه و هویت ایرانی را دوباره مطرح کند. این حکومت همان طور که گفتیم تحت لوای خلافت عباسیان در بندار حکومت می‌کرد. اگر چه طاهریان دارای مناسبات گرم و صمیمانه و وابسته به خلافت بودند اما در خراسان استقلال نسبی داشتند. (تاریخ حکومت طاهریان، اکبری، امیر، ص61)
دولت طاهریان در مناطقی که بودند از 205 تا 259 هـ.ق دوام یافتند، که در این مدت توانستند حاکمیتی یکپارچه و استوار را برقرار سازند و قدرت را به گونه‌ای موروثی در دست خود نگه داشتند (سرگذشت طاهریان، ناجی، محمدرضا، 1384، ص7)

*اصل و نسب طاهریان

برخی آنها را از تبار منوچهر پادشاه باستانی ایران و برخی نسب آنها را به رستم پهلوان اساطیری ایران و گروهی دیگر آنها را از قبیله خزاعه عرب دانسته‌اند ولی بیشتر محققین آنها را از خاندان کهن خراسان می‌داند که بعد از سقوط ساسانیان نماینده گروه دهقانیان خراسان بودند. حسین (جد مؤسس طاهریان) را جزء اولین دعوت کنندگان نهضت عباسی در خراسان می‌دانند همچنین حسین بن مصعب پدر طاهر در زمان حکومت منصور عباسی موقعیت و اعتبار زیادی داشت. (تاریخ حکومت طاهریان، اکبری، امیر، ص70)

*جنگ طاهر و ابن ماهان

امین با اولین اقدام خود این ماهان را به حکومت سراسر جبل منصوب کرد. (جبل نام منطقه‌ای است تقریباً استراتژیک برای ایران به حساب می‌آمد و همدان، نهاوند، قم و اصفهان را در بر می‌گرفت اما چند ماه بعد امین بافرستادن پنجاه هزار سوار به منطقه جبل به جنگ با مأمون رفت. اما در همین زمان یکی از افراد صاحب نفوذ در دربار امین به نام فضل بن سهل باوفاداری به مأمون و تحریک امین خواست تا این ماهان به جنگ برود و این موضوع در امین اثر کرد و او را به جنگ فرستاد. این ماهان در زمانی که والی خراسان بود ظلم و ستم‌های بسیاری در حق مردم خراسان کرده بود و این موضوع باعث میشد تا مردم با جدیت بیشتری با جنگ با او بروند. در همین زمان بود که مأمون سردار سپاه خود را انتخاب کرد و طاهر را به جنگ با این ماهان فرستاد. این ماهان با دست کم گرفتن طاهر و اقدامات بچه‌گانه‌ای که انجام داد در ری با 4 هزار سوار طاهر روبرو شد و ضربه به شدت مهلک خورد و پس از آن با درگیری‌های زیادی این ماهان را کشت و پس از آن بود که مأمون به او لقب ذوالیمین داد (صاحب دو دست راست) . ، ، (اقبال آشتیانی، عباس، 13ص)

*بذر خلافت افکنی هارون‌الرشید آغازی بر سلطه طاهریان

هارون‌الرشید در 173 یا 175 ه. ق ولایت عراق و شام را به پسرش محمدامین، عبدالله مامون را هم در 183 ه. ق بر همدان تا آخر نواحی شرقی خلافت حکومت داد و آنان را یکی پس از دیگری ولیعهد خود گردانید.
چون در 193 ه.ق هارون در طوس مرد، امین به خلافت نشست. در همین سال اختلاف میان امین و مامون آغاز شد و در 194 ه. ق روابط آنان به تیرگی وخامت گرایید. فضل بن ربیع، وزیر امین، عهدشکنی کرد و امین را برانگیخت تا مامون را خلع کند و برای پسر خود موسی، به ولایت عهدی بیعت بگیرد.( ناجی، محمدرضا، همان، ص 21)
این اختلافات ادامه یافت تا آنجا که امین خشمگین شد و دستور داد نام مامون را روزهای جمعه بر منابر یاد نکنند. در پی آن فضل‌بن سهل، وزیر مامون، سپاهیان ری و اطراف آن را آذوقه داد. آنگاه طاهربن حسین(موسس سلسله طاهریان) را با سرداران و لشکریانی از خراسان به ری فرستاد. وی پاسگاههایی ایجاد و نیروها و جاسوسانی در اطراف پراکنده کرد. مامون فرماندهی لشکری را که برای جنگ با برادرش امین نیاز داشت را به طاهرین حسین سپرد.(همان، ص 8-22) در این لشکرکشی طاهر پیروز گشت و خلیفه امین در 6 یا 4 صفر( به روایاتی در 23-24 صفر یا 24-25 محرم) 198 ه.ق به قتل رسید. طاهر سر امین را که مخلوع لقب داده بودند بر بالای برجی نصب کرد تا مردم بغداد نظاره کنند. آن‌گاه آن را با فتح نامه خویش و ردا، عصا و انگشتری پیامبر(ص)، که نشان خلافت تلقی می‌شد، همراه پسرعموی خود، محمدبن حسن بن معصب برای مامون به مرو فرستاد. فتح‌نامه طاهر که در 22 صفر 198 ه.ق به مامون رسید، پس از قتل امین، در بغداد عضو عمومی اعلام شد. طاهر روز حمله وارد شهر شده و با مردم نمازگزارد و خطبه‌ای تبلیغ ایراد نمود و نام مامون را یاد کرد.( همان، ص 33)

*تاریخ سیاسی طاهریان یا چگونگی روی کارآمدن طاهریان

طاهربن حسین ملقب به ذوالیمین( که در آخر مقاله درباره لقب وی کوتاه مطلبی آورده خواهد شد)، بنیان‌گذار این دولت از نسل موالی‌زادگان ایرانی و از سرداران بزرگ عباسیان بود که مورد توجه مامون قرار گرفت. طاهر پس از تصرف بغداد و قتل امین(198 ه.ق) از سوی مامون، خلیفه جدید به عنوان حاکم جزیره در شمال عراق و سراسر شام و مغرب تعیین شد.( ناجی، محمدرضا، همان، ص 8)
حکومت طاهریان در سال 205 ه.ق پایه‌گذاری شد و تا سال 259 دوام داشت. طاهربن‌حسین در سال 181 ه.ق از جانب علی بن عیسی والی خراسان به حکومت یوشنگ منصوب شد.(اکبری، امیر، ص 79-154) برخورد شدید او با خوارج و حمزه‌بن‌عبدالله خارجی و نیز همراهی او با هرثع برای نبرد با رانع‌بن لیث به دستور هارون‌الرشید باعث انتخاب طاهر به فرماندهی سپاه مامون شد. او در سال 195 ه.ق برای مقابله با علی بن عیسی سردار امین انتخاب شد که در نبردی در قسطانه نزدیک ری او را شکست داد. در سال 199 ه.ق برای فرونشاندن فتنه نصربن شبث خارجی به رقه در شام رفت و تا 204 ه.ق در آنجا بود. بعد از بازگشت از شام به عنوان رئیس شرطه بغداد انتخاب شد. بالاخره در سال 215 ه.ق مامون، ولایت خراسان را به او سپرد و بعدها امارت سیستان، کرمان، توس، طبرستان، رویان و ری نیز زیرنظر او بود.( همان 209-199)
طاهریان دارای خواستگاهی اصیل و زندگی اشرافی داشتند، از خاندانهای اشرافی ایران و عرب حمایت کردند و از پشتیبانی آنان برخوردار گشتند.(ناجی، محمدرضا، همان، ص 8) طاهریان از منافع توده مردم غافل نبودند و با رسیدگی به امر آبیاری و کشاورزی، در عمران و آبادانی شهرها کوشیدند، آنها به ترویج علم و فراگیر ساختن دانش به نوبه خود سهمی بزرگ داشتند، در منابع تاریخی و ادبی از طاهریان به نیکی یاد شده است و حکایت‌های بسیار دربارۀ حکومت دادگر آنها موجود است. در این دوره دستگاه اداری و لشکری، همچون دارامخلافه بغداد، به دست کارداران  دبیران ایرانی اداره می‌گردید. از این راه شیوه‌های کشورداری و آداب و آیین‌های کهن ایرانی برقرار ماند و میراث ساسانیان به دورۀ اسلامی منتقل شد.
شاخه اصلی طاهرین در خراسان حکومت می‌کردند، ولی اعضای این خاندان در مغرب مقام مهمی را احراز کردند، از جمله در اوایل سده سوم تا آغاز سده چهارم هـ.ق تولیت بغداد و ریاست لشکریان آنجا (مقام شرطگی) را در دست داشتند. (همان. ص10)
نکته حائز اهمیت دیگر درباره حکومت طاهربن حسین اینکه وی که در سال 206 هـ.ق وارد خراسان شد در مرو مستقر گردید. در همان موقع خوارج بسیار زیاد در خراسان وجود داشتند و کارشان بالا گرفته بود؛ گویند مامون نامه‌های بسیار به طاهر نوشت و او را به مبارزه با آنان فراخواند و از عدم جدیت او در این کار انتقاد می‌کرد. طاهر هم در جواب از دشوار شدن کارخوارج و قدرت آنها به مامون گفته و از وی خواهان نیروی بیشتری برای مقابله با خوارج خواستار بوده است، که این درخواست خشم مامون را در پی‌داشته است، و نامه‌ای به طاهر نوشته و از این کار وی انتقاد کرد، که این عمل مأمون باعث شد است که طاهر در روز جمعه وقتی نماز خواند نام مامون را خطبه ذکر نکنند. (ناجی، محمدرضا، همان43) این اقدام طاهر به منزله شورش و استقلال طاهر قلمداد گردید. حتی برای مأمون دعا هم نکرد و نام وی را در سکه‌ها ضرب نکرد (اکبری، امیر، ص 209-199) اما بجز مورد اخیر، رویهم رفته با قبول مذهب رسمی اهل سنت و جماعت و سلطنه روحانی خلف، مشروعیت خود را از خلفا دریافت می‌کرد و به ذکر نام آنها در خطبه‌ها و سکه‌ها به نام خلیفه عباسی وفادار ماند (ناجی، محمدرضا، همان، ص8) طاهربن حسین بعد از یک سال و شش ماه حکومت در خراسان در سال 207 هـ.ق درگذشت (اکبری، امیر؛ همان، ص209-199)
پس از طاهر، پسرش عبدالله، از سوی مامون به خراسان گماشته شد. او در سال 216 هـ.ق خوارج خراسان را ریشه کن کرد و پس از برقراری آرامش نیشابور رامرکز حکومت خود قرار داد. وی از سوی خلفای بعدی، معتصم و واثق نیز حمایت گردید، وی به توسعه کشاورزی و آبیاری پرداخت. (میرخواند، روضه العض ص 2777) پس از درگذشت عبدالله فرزندش طاهر، از طرف واثق به حکومت خراسان منصوب شد. در دوره او خوارج و عیاران بخش‌هایی از قلمرو او را تصرف کردند. (میرخواند، روضه الصفا، ص2777).
در دورۀ زمامداری محمد بن طاهر (228-259هـ.ق) حسن بن زید علوی در طبرستان در سال 251 هـ.ق خروج کرد و براکثر بلاد دیلم و گیلان مستولی شد و از طرفی یعقوب لیث نیز بعد از ضبط سیستان بخش‌هایی از خراسان را تصرف کرد و به هرات لشکر کشید و والی محمد بدین سان قلمرو طاهریان تجزیه شد و محمد توسط یعقوب لیث صفاری دستگیر و سرانجام دولت طاهریان منقرض شد. (میرخواند، همان، ص2778)

*نگاهی کوتاه به اوضاع اجتماعی و فرهنگی طاهریان

خراسان در این دوره مورد توجه علویان و محل حضور آنها بود، که ورود امام رضا (ع) به این حضور افزود طاهریان پیرو مذهب اهل سنت بودند و خلافت عباسی حمایت و قیامهای علوی را سرکوب می‌کردند. (جعفریان، رسول، تاریخ ایران اسلامی، 13، ص30-31) آنان زبان عربی را پذیرفتند و نثر و نظم در این دوره کاملاً عربی بود. (همان، ص29) طاهریان هم که اهل علم و ادب بودند سعی خویش را بر این داشتند تا مراکز علمی اسلامی را از بغداد به خراسان منتقل نمایند. (ادوارد گرانویل براون، ترجمه علی اصغر حکمت، 13، ص311). طاهریان در نیشابور و خراسان کتابخانه‌های بزرگ و معتبری را دایر کردند که بیشتر آنها در زمان عبدالله بن طاهر تأسیس شد. (اصفهانی، ابوالفرج علی بن الحسین موسسه المصریه العامه، 1963، ص175-176) این کتابخانه بسیار وسیع بود و حاوی کتابهای نادری که تنها یک نسخه در آن موجود بود. (ابن ندیم، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، 1381، ص42) طبقه اجتماعی در دوره طاهریان به سه دسته تقسیم می‌شد: اسرا و اعیان و اشراف که غالباً اصیل زادگان و نخبا بودند و تصدی مشاغل مهم مانند وزارت، حکومت و ریاست سپاهیان داشتند  بیشترین امتیازات را دارا بودند. طبقه دوم از ارباب حرف و صنایع، تجار و ملاکین کل تشکیل می‌شد این جماعت را به اصطلاح دهقانیان می‌گفتند، تا اندازه‌ی در رفاه و آسایش بودند ولی باید مالیات زیاد می‌دادند، بخاطر ضعف جان و مالشان، ولی طبقه اول معاف بودند. (تاریخ طبری ترجمه، ابوالقاسم پاینده، 1375، ص1058) طبقه سوم یعنی عامه از روستائیان تشکیل می‌شدند که این طبقه از جمیع امتیازات محروم بودند و حق معاشرت با طبقه اول را نداشتند. (جزای، ریچاد، تاریخ ایران از فروپاشی دولت ساسانیان تا آمدن سلجوقیان، ص117)

*چرا طاهر به ذوالیمنین معروف شد

طاهر بن حسین در 159 هـ.ق در بوشیخ چشم به جهان گشود و در همانجا پرورش یافت، وی در نوجوانی در خراسان بسر می‌برد. طاهر در آغاز کارش، با خوارج بسیاری می‌جنگید و با گردآوردن لشکریانی آنان را از زادگاهش بوشبخ و دیگر شهرها دفع کرد. در این زمان حمزه بن اَترک، سر کرده خوارج لشکر هرات را شکست داد و در دیگر شهری خراسان جنگ و گریز بسیار کرد. وی به بوشبخ حمله کرد و در مکتبخانه‌ای سی کودک و معلم آنها را کشت. طاهر نیز به تلافی به روستایی خوارج‌نشین که در حال جنگ نبود حمله کرد و شماری از آنان را کشت و اموالشان را گرفت. بعد از این حمزه از تاخت و تاز دست کشید و مردم تا مدتی آسوده بودند. (ناجی، محمدرضا، 13: ص 21) تا این که طاهر به عنوان جانشین، مامون در ربیع‌الاخر 206 هـ.ق به خراسان آمد و در مرو مرکز خراسات اقامت کرد و یک سال بعد نام مامون را از خطبه انداخت و خطبه به نام یکی از فرزندان امام موسی کاظم (ع) خواند و مستقل شد و به این ترتیب سلسله طاهری که اولین سلسله ایرانی بعد از اسلام است به وجود آمد. طاهر بن حسین، مؤسس سلسله طاهری به لقب ذوالیمینین مشهور است که در این باره نظرها مختلف است؛ از آن جمله گویند که چون طاهر پس از فتح بغداد امام رضا (ع) را به امر مامون به آن شهر خواند و با او به ولیعهدی بیعت کرد، وی دست چپ خود را در دست حضرت نهاد و گفت: دست راست من در خراسان مشغول بیعت با مامون است، چون رسم بنی عباس چنین بود که در موقع اخذ بیعت خلیفه با ولیعهد به مسجد حاضر می‌شد و مردم با هر دو بیعت می‌کردند به این طریق که دست راست را در دست خلیفه ودست چپ را در دست ولیعهد نهادند. چون حضرت رضا این پیشامد را برای مامون نقل کرد؛ مامون گفت که من دست چپ طاهر را نیز دست راست (یمین) می‌نامم تا نقصی در بیعت او با امام نباشد. به همین جهت طاهر به ذوالیمینین معروف گشته است.
همچنان وزیر مامون فضل‌بن سهل سرخسی را که هم بر سپاه ریاست داشت و هم بر دیوان و دفتر ذوالریاسین خواندند. طاهر دوالیمینین در جمادی الاخر سال 207 در مرو درگذشت و مشهور است که وافت او در همان روزی بود که خطبه را از زمام مامون برگرداند و بعضی نیز گفته‌اند که به دستور مامون مسموم شد. (اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ بعد از اسلام، 13، ص 353 – 354)
برخی دیگر معتقدهستندکه طاهرپرچمدار ابن ماهان راباشمشیری که بر دودست گرفته بود ضربه ای سخت بر سراو وارد میکندواورامیکشد وپرچم را به زیر می آورد.(اقبال آشتیانی ،عباس،تاریخ کامل ایران،تاریخ بعدازاسلام،انتشارات اروند،1388)

منابع:
1)    اصفهانی، ابوالفرج علی بن الحسین الاغانی، مصر،‌موسسه المهدیه العامه، 1963، ج 6، 1388.
2)    ابن ندیم، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، تهران، اساطیری، 1381.
3)    اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ کالم ایران، تاریخ بعد از اسلام، انتشارات اروند،  1388.
4)    اکبری، امیر، تاریخ حکومت طاهریان، تهران، سمت،    1388.
5)    براون،‌ادوارد گرانویل، از سعدی تاجامی، تاریخ ادبی ایران از نیمه قرن نهم هجری، ترجمه علی‌اصغر حکمت، تهران، چاپخانه بانک ملی،   1388.
6)    ترجمه ابوالقاسم پاینده، تاریخ طبری، تهران، اساطیر، چ 5، 1375.
7)    جعفریان، رسول، تاریخ ایران اسلامی، موسسه دانش و اندیشه،   1388.
8)    ریچاد فرای، تاریخ ایران از فروپاشی دولت ساسانیان تا آمدن سلجوقیان، تهران، امیراکبیر، 1389.
9)    ناجی، محمدرضا، براساس کتاب تاریخ طبری (جریر طبری) و تاریخ بغداد (ابی طاهر طیفور)، ج دوم، 1384.

https://www.cafetarikh.com/news/20895/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما