۰
plusresetminus
مهرانگیز دولتشاهی اولین سفیر زن ایرانی بود که به عنوان سفیر ایران در دانمارک فعالیت خود را آغاز کرد.
اولین سفیر زن ایرانی
مهرانگیز دولتشاهی فرزند دوم محمدعلی میرزا شکوه­ الدوله، وزیر اسبق پست و تلگراف و تلفن و مادرش اخترالملوک هدایت(خواهر صادق هدایت) دختر اعتضادالملک(هدایت قلی) هدایت بود. وی به سال 1296ش در تهران متولد شد.[1] محمدعلی دولتشاهی از رجال مشهور کرمانشاه بود که در گذشته سمت وکالت مجلس را داشت. وی از منسوبان یکی از همسران شاه (عصمت­الملوک همسر چهارم رضاشاه) بود.[2]

در شهریور 1312 که فروغی به جای مهدیقلی هدایت زمام نخست وزیری را به دست گرفت، محمدعلی دولتشاهی را به عنوان وزیر پست و تلگراف و تلفن انتخاب کرد. وی جزء وزرایی بود که برای اولین بار مقام وزارت می­ گرفت.[3] در واقع این دومین کابینه دوره نهم قانون­گذاری به ریاست محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) بود که دولتشاهی مدیر پست و تلگراف و تلفن آن بود.[4]

محمدعلی دولتشاهی از جمله کسانی بود که بعداً به صف مخالفان مصدق پیوست.[5] اسناد مربوط به عملکرد محمدعلی دولتشاهی در سمت وزارت پست و تلگراف و تلفن موجود است.[6]
مهرانگیز دولتشاهی همچنین خواهر مهین دولتشاهی، همسر مظفر فیروز بوده است، که از جمله مشاغل مظفر فیروز می­توان به وزارت کار در کابینه احمد قوام اشاره کرد.[7]

مهرانگیز دولتشاهی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه زرتشتیان و متوسطه را در مدرسه آمریکایی­ها به پایان رساند و سپس برای ادامه تحصیل راهی آلمان شد. در 1318ش با مهندس انصاری، رئیس اسبق بنگاه مستقل برق ازدواج کرد. او که در سال 1320ش به اتفاق همسرش به آلمان سفر کرده بود تا کارخانه ذوب آهن را تحویل بگیرد، به لحاظ همزمانی سفرش با جنگ جهانی دوم مدت 5 سال در آن­جا توقف کرد و با استفاده از این فرصت در دانشکده علوم هایدنبرگ به تحصیل پرداخت و پس از اخذ مدرک دکترای فلسفه و علوم اجتماعی، به ایران مراجعت کرد.[8]

مشاغل


دولتشاهی در 1333 به عنوان کارشناس در بنگاه عمران و اصلاحات اجتماعی مشغول به کار شد و به ریاست اداره آموزش اجتماعی بنگاه مذکور رسید. در دوره­های 21، 22 و 23 در کرمانشاه به نمایندگی رسید و مدت­ها دبیر شورای عالی جمعیت­های زنان ایران بود. این شورا در اسفند 1337 به ریاست اشرف پهلوی تشکیل شد و پس از هشت سال فعالیت به دلیل عدم موفقیت منحل شد.[9]

وی مؤسس و رئیس جمعیت راه نو بانوان بوده و در انجمن معاونت زنان، سازمان زنان، سازمان زنان دمکرات ایران، انجمن حمایت زندانیان جمعیت خیریه فرح پهلوی و سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی عضویت داشت.[10] دیگر مشاغل او عبارت بودند از: عضویت جمعیت مبارزه با سرطان، عضو شورای بین­ المللی زنان، عضو کمیته حقوق بشر، دبیر کمیسیون روابط بین­ المللی جمعیت­های زنان، نماینده مجلس شورای ملی و عضو حزب ایران نوین بود.

وی نیز در گذشته عضو حزب دمکرات قوام­ السلطنه بود و جمعیت راه نو بانوان را نیز بنیان نهاده است.[11]

مهرانگیز دولتشاهی از اعضای اولیه و بنیان­گذاران کانون مترقی بود که ریاست آن را حسنعلی منصور بر عهده داشت. کانون مترقی که در ابتدا «گروه پیشرو» بود و سپس نام «کانون مترقی» را بر خود نهاد، هر چند به ظاهر مقاصدی غیر سیاسی و عمدتاً فنی، اقتصادی و اجتماعی را در اساسنامه خود گنجانیده بود، با این حال در زمانی نه چندان طولانی در رأس تشکل­های سیاست پیشه آن روزگار قرار گرفت.[12] شایعاتی از سوی اعضای فراکسیون کانون مترقی در مجلس 21 بوجود آمد که علم نخست وزیر، جای خود را به منصور، رهبر این حزب در دست تأسیس خواهد سپرد.

ساواک در 25 آبان 1342 گزارش کرد که این حزب جدید با نام «نهضت ششم بهمن» و تحت رهبری منصور موجودیت می­ کند؛ اما این نگرانی برای آنان وجود داشت که این حزب نیز مانند دو حزب ملیون و مردم مورد بی­ اعتنایی قرار گیرد؛ لذا منصور به اتفاق هیئتی مرکب از نمایندگان فراکسیون ائتلافی نهضت ششم بهمن، به منظور به استحضار رساندن این حزب در بیست و نه آبان با شاه ملاقات کردند. مهرانگیز دولتشاهی نیز جزء این کمیته نوزده نفره مرکزی نهضت ائتلافی بود.

پس از دیدار با شاه در همان روز در صحن علنی مجلس 21، تشکیل حزب ایران نوین اعلام شد.[13] در اردیبهشت 43 مهرانگیز دولتشاهی جزء شصت عضو شورای مرکزی نخست حزب ایران نوین قبل از نخست وزیری منصور بود که بسیاری ار آنان در هیئت اجراییه و دستگاه رهبری حزب عضویت داشتند.[14] پس از ترور منصور[15] و مرگ او در 6 بهمن 43، هویدا کابینه خود را به مجلس معرفی کرد. در همان جلسه رأی اعتماد گرفته شد و عده­ ای از جمله نخست وزیر، رئیس مجلس و... سخنرانی کردند. از جمله سخنرانان مهرانگیز دولتشاهی بود که به دوستی و سوابق بین منصور و هویدا اشاره کرد و گفت: «... آقای هویدا همانطور که در حزب ایران نوین گفتند، مدت 22 سال با منصور زندگی کردند، فقط دوست و همکار نبودند، من خود شاهد دوستی و همکاری و همفکری هویدا و منصور در آلمان و بعداً در ایران بودم. چکیده افکار و عقاید و شور و حرارت او نزد هویداست ...»[16]

در مهرماه 1345 رهبران حزب ایران نوین تصمیم گرفتند با برگزاری سمیناری با عنوان «زنان حزب ایران نوین» و بهره­ گیری از نفوذ افرادی؛ مانند اشرف پهلوی، زمینه­ های حضور و فعالیت جدی­تر و چشم­گیرتر زنان را در حزب فراهم آورند. این سمینار در 25 مهر 1345 گشایش یافت. سازمان زنان حزب ایران نوین که گاه با نام سازمان بانوان حزب نیز از آن یاد می­ شد، در 27 آذر 46 افرادی را از جمله مهرانگیز دولتشاهی به عنوان اعضای شورای عالی آن سازمان انتخاب و معرفی کرد[17]. وی هم­چنین از اعضای فراکسیون ایران نوین در مجلس 22 بود.[18]

در آبان 45 مهندس هوشنگ کمانگر نماینده مجلس شورای ملی از حزب ایران نوین اخراج شد. وی رئیس کمیسیون فرهنگ و هنر بود و طبق گفته خودش عده­ ای با تبانی، خانم دولتشاهی را کاندیدای ریاست کمیسیون کردند. در جریان رأی­ گیری هر دو نفر مساوی شدند و با استعفای خانم دولتشاهی، کمانگر رئیس کمیسیون شد؛ ولی از آنجایی که وی از سوی طرفداران خانم دولتشاهی مورد تهدید قرار گرفت، از حزب کناره­ گیری کرد.[19]

طبق بسیاری از اسناد، نامبرده جزء 40 نفر اعضای اصلی هیئت اجرایی حزب ایران نوین[20] و نیز از اعضای کمیته مرکزی فراکسیون پارلمانی حزب ایران نوین در مجلس شورای ملی بوده است.[21]

در دی ماه 1347، مهرانگیز دولتشاهی به عنوان نماینده مجلس توسط هویدا از عضویت مرکزی حزب کنار گذاشته شد.[22] در بهمن 47 که محمدرضا شاه در سفر خارج به سر می­ برد، هویدا در کادر بالای حزب ایران نوین تصفیه مهمی را انجام داد و 11 نفر را از کادر رهبری حزب کنار گذارد. از جمله این افراد مهرانگیز دولتشاهی بود؛[23] اما وی هم­چنان در خود حزب فعالیت داشته است. چنان­چه از حوزه انتخابیه کرمانشاه به عنوان عضو فراکسیون پارلمانی حزب ایران نوین در مجلس شورای ملی معرفی شد[24] و هم­چنین در معرفی رؤسای کمیسیون­های اختصاصی حزب، وی به عنوان رئیس کمیسون امور خانواده انتخاب و معرفی شد.[25]

وی هم­چنین جهت شرکت در کمیته اجرای شورای بین­ المللی زنان به کشورهای ایتالیا، اسراییل، آلمان و شوروی مسافرت نمود. طبق روایت ساواک وی مروج فرهنگ غرب در راستای اهداف دین زدایی رژیم پهلوی بود و به پاس این خدمت نشان­های تاج­گذاری و درجه 2 سپاس دریافت کرد.[26] در دوره وزارت عباسعلی خلعتبری در وزارت امور خارجه ایران، از مهرانگیز دولتشاهی برای تصدی سفارت ایران در دانمارک دعوت به عمل آمد و وی به عنوان اولین سفیر زن عازم سفارت ایران در دانمارک شد و تا زمان پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ به این مأموریت ادامه داد.

دولتشاهی بعد از سه دوره نمایندگی مجلس به عنوان اولین سفیر زن ایرانی در دانمارک بود که مدت­ها به نمایندگی از ایران در شورای بین المللی شرکت داشت و هفت سال و سه ماه رییس شورای مذکور بود. وی هم­چنین مقالات متعددی در مجلات داخلی به رشته تحریر در آورده است.[27] انتخاب وی در مقام سفیر به عنوان یک کار نمایشی و گشایش راه ورود زنان ایران به عرصه دیپلماسی بود، وگرنه روابط ایران و دانمارک از نظر سیاسی اهمیت چندانی نداشت و امور سفارت ایران در کپنهاگ نیز عملاً به وسیله کادر دایمی سفارت اداره می­ شد.[28]

سرانجام دولتشاهی در کنار 9 سفیر و نماینده دیگر از ایران در خارج از کشور، در تاریخ 27 دی 1357 و با زمزمه­ های انقلاب مردم ایران توسط وزیر امور خارجه وقت دولت بختیار از کار برکنار شد.[29]

دولتشاهی بعد از انقلاب برای همیشه راهی فرانسه شد. وی یکی از مبتکران قانون حمایت خانواده بود که حق طلاق را برای زنان به رسمیت می‌شناخت و اختیار همسر دوم را توسط مرد منوط به اجازۀ همسر اول می‌کرد.

او در سال 1381 کتابی به نام "جامعه، دولت و جنبش زنان ایران" نوشت که یکی از اسناد مهم تاریخ فعالیت زنان ایران است. این کتاب از آخرین نوشته‌های مهرانگیز دولتشاهی است. سرانجام دولتشاهی در 29 مهر 1387 در پاریس درگذشت.

پی نوشت ها:
[1]. حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، چاپ اول، ص 124.
[2]. عاقلی، باقر؛ نخست وزیران ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران، جاویدان، 1374، چاپ دوم، ص 431.
[3]. عاقلی، باقر؛ خاطرا یک نخست وزیر، تهران، علمی، 1371، چاپ دوم، ص 78.
[4]. تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، چاپ اول، ص 62.
[5]. عاقلی، باقر؛ نخست وزیران ایران، پیشین، ص 729.
[6]. یزدانی، مرضیه؛ اسناد پست و تلگراف و تلفن از دوره رضاشاه، تهران، اسناد ملی ایران، 1378، چاپ اول.
[7]. سمیعی، احمد؛ سی و هفت سال، تهران، شباویز، چاپ سوم، 1366، ص 80.
[8]. حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 1، پیشین.
[9]. کسری، نیلوفر؛ زیر نظر باقر عاقلی، تهران، نامک، 1379، چاپ اول، ص 123.
[10]. حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 1، پیشین.
[11]. دولتمردان عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1385، چاپ اول، ص 467.
[12]. شاهدی، مظفر؛ سه حزب مردم، ملیون، ایران نوین، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای معاصر، 1387، اول، ص 460.
[13]. همان، ص467.
[14]. همان، ص 501.
[15]. تصویب کاپیتولاسیون سرلوحه کارهایش بود.
[16]. سفری، محمدعلی؛ قلم و سیاست از هویدا تا شریف امامی، تهران، نامک، 1377، چاپ اول، ص 32.
[17]. شاهدی، مظفر؛ پیشین، ص 682.
[18]. همان، ص 752.
[19]. حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1383، ج2، چاپ اول، ص 106.
[20]. همان، ص 271 سند مورخ 31/02/46 و ص 388 سند مورخ 30/10/46.
[21]. همان، ص 395 سند مورخ 25/11/46.
[22]. حزب ایران نوین به روایت اسناد، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1384، ج3، چاپ اول، ص 105.
[23]. سفری، محمدعلی؛ پیشین، ص 229.
[24]. حزب ایران نوین به روایت اسناد، ج3، ص 189.
[25]. همان، ص 330.
[26]. رجال پهلوی به روایت اسناد ساواک عبدالله ریاضی، پیشین، ص96.
[27]. حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج1، پیشین، ص124 .
[28]. طلوعی، محمود؛ بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست، تهران، علم، 1373، ج2، چاپ دوم، ص671.
[29]. سمیعی، احمد؛ پیشین، ص166.

منبع: سایت پژوهشکده باقرالعلوم

https://www.cafetarikh.com/news/29692/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما