حکومت پهلوی تا سال 1356 متوجه عمق بحرانهای سیاسی و اقتصادی نشده بود. شاه که همواره اهمیت نارضایتیهای مردمی را دست کم میگرفت طی سالهای آخر عمر خود با مشکل انتخاب رهیافت مناسب مواجه شد
شاه در راستای ایجاد مشروعیت حکومت خود در دهه 1350 سیاستهای جدیدی را پیش رو گرفت. یکی از این سیاستها، سیاست کاهش فشار بود. سیاست کاهش فشار با هدف کاهش هر نوع فشار اقتصادی و نظامی از سوی داخل و خارج از کشور اتخاذ شد
یکی از جنبههای سیاسی قدرت شاه، جنبه آشکار و ظاهر قانونی بود. شاه مطابق با قانون اساسی از اختیاراتی برخوردار بود. اما این اختیارات مربوط به قانون اساسی دوره مشروطه نبود، بلکه بر اساسص تغییراتی که بعدها در حکومت پهلوی به وجود آمد، شکل گرفت
قدرت سیاسی شاه دو جنبه داشت. یک جنبه پنهان و یک جنبه آشکار. منظور از جنبه پنهانف اعمال قدرت دیکتاتوری به روشی پنهان بود. به گونهای که کمتر کسی متوجه آن بود