هایزر: دریافتم که در واشنگتن، وحدت نظر وجود ندارد. بدیهی بود که وزارت خارجه در مورد اوضاع ایران نقطه نظر خاصی داشت و وزارت دفاع نقطه نظر دیگری.
وضعیت بلاتکلیفی و عدم وحدتنظر تنها به مقامات ارشد حکومت پهلوی محدود نبود؛ بلکه بسیاری از مقامات آمریکایی که تحولات ایران را از نزدیک دنبال میکردند با اختلافنظرات زیادی مواجه بودند.
«صبح زود، خسته برخاستم. پس از صرف صبحانه به سفارت آمریکا رفتم، تا با «ویلیام سولیوان» سفیر آمریکا در تهران ملاقات کنم. فاصله را بدون حادثه طی کردم. اما در طول مسیر، مردم را دیدم که جمع شده بودند و لاستيک میسوزاندند. در آهنی بزرگ سفارت با زنجیرهای سنگینی بسته شده بود و گاردهای اضافی گمارده شده بودند. مرا که شناختند در را باز کردند. با «سولیوان» که روبرو شدم، پیامیرا که از «سایروس وانس» (وزیر خارجه وقت آمریکا در زمان کارتر-م) دریافت کرده بود، به دستم داد. در پیام، دستور داده شده بود که من همه دستورات قبلی را نادیده بگیرم. به نظر میرسید که دیگر نباید طبق دستور مقرر با رهبران نظامیایران تماس بگیرم. قرار شده بود تا اطلاع بعدی از واشنگتن، کاری نکنم. مقدمه خوبی نبود. دریافتم که در واشنگتن، وحدت نظر وجود ندارد. بدیهی بود که وزارت خارجه در مورد اوضاع ایران نقطه نظر خاصی داشت و وزارت دفاع نقطه نظر دیگری. فکر میکردم تا این لحظه در مورد مأموریت من توافق صورت نگرفته است.»
منبع: رابرتهایزر، مأموریت در تهران، خاطرات ژنرالهایزر، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ دوم، 1365، صص 19- 20